فکر کردن به چگونگی خروج از کسب و کار ممکن است موضوعی زودهنگام به نظر آید اما برنامه شما برای خروجِ دیر یا زود بر نحوه شروع کارتان تأثیر خواهد داشت. برای مثال اگر به دنبال شروع کسب و کاری هستید که با آن تا جای ممکن پولدار شوید در فکر ایجاد کسب و کاری با رشد سریع باشید که بتوانید بعد از چهار یا پنج سال آن را به شرکتی دیگر بفروشید و یا سهام آن را به عموم عرضه کنید. بالعکس، اگر می خواهید کسب و کاری داشته باشید که در طول عمرتان پشتیبان شما باشد و بعدها بتوانید آن را به خانواده خود منتقل کنید پس به کسب و کاری ماندگار بیاندیشید که بتواند در فراز و نشیب های اقتصادی دوام بیاورد.
یک علت مهم دیگر برای فکر کردن به راههای خروج این است که سرمایه گذاران می خواهند بدانند چگونه می توانند پول خود را از کسب و کار بیرون بکشند. به ویژه سرمایه گذاران خارج از شرکت (نظیر افراد سرمایه گذار یا سرمایهگذاران مخاطرهجو) معمولاً نمی خواهند پول خود را بیشتر از سه تا شش سال در یک جا بگذارند. بنابراین حتی اگر کسب و کار شما یک موفقیت بزرگ باشد تحصیل ارزش آن بدون تبدیل به پول نقد نظیر فروش سهام یا فروش شرکت سخت است. پنج روش اصلی برای خروج از کسب و کار عبارتند از نقدینه کردن ارزش آن، واگذاری آن به خانواده، فروش آن به شخص یا اشخاص دیگر، فروش آن به شرکتی دیگر، یا عرضه سهام آن به عامه.
نقدینه کردن- نقدینه کردن شاید آسانترین راه خروج از یک شرکت و شاید دردناکترین آن ها باشد. نقدینه کردن به زبان ساده عبارت است از تعطیل کردن. توقف عملیات، فروش دارایی ها (ساختمان، موجودی، و تجهیزات)، پرداخت بدهی ها، و توزیع عایدی های باقی مانده به مالکان کسب و کار. نقدینه کردن هنگامی که کسب و کار شکست می خورد و یا وقتی که مالک قصد رهاسازی کسب و کار را داشته اما خریداری پیدا نمی کند اتفاق می افتد. هنگامی که کسب و کاری را آغاز می کنید معمولاً برای نقدینه کردن طرحی نخواهید ریخت مگر آن که کسب و کار شما بسیار کوچک بوده و بستگی خاصی به مهارت¬ها و استعدادهای ویژه شما داشته باشد.
واگذاری به خانواده- بسیاری از کارآفرینان به دنبال تأسیس کسب و کاری هستند که تا آخر زندگی حرفه ایشان تأمین کننده آن ها باشد و پس از مرگشان نیز به عنوان میراثی ماندگار به بازماندگان برسد. بسیاری از شرکت های مشهور و موفق دنیا با این قصد ایجاد شده اند. هنگام شروع یک کسب و کار خانوادگی کارآفرین باید کسب و کار را طوری سازمان دهد که اعضای خانواده بتوانند مالکیت آن را در طول زمان قبول کنند، کنترل خانوادگی از دست نرود و در هنگام انتقال مالکیت مالیات سنگین بر آنها تحمیل نشود. به همین خاطر بسیاری از کسب و کارهای خانوادگی به صورت شرکت های با مسؤولیت محدود تأسیس می شوند. به علاوه ممکن است کارآفرین مایل باشد تا کسب و کار خود را در طول زمان در چند کسب و کار مکمل هم ایجاد کند تا به یک محصول یا بخش خاص وابستگی مطلق پیدا نکند. چنین کسب و کاری اگرچه ممکن است با سرعت یک کسب و کار متمرکز رشد نکند، اما به خاطر تنوع حوزه های کاری آن در روبرو شدن با ناملایمات اقتصادی با خطر کمتری مواجه است. به علاوه وارثان خانوادگی ممکن است علاقه ای به ادامه کسب و کار نداشته یا اصولاً مهارت های مدیریتی لازم برای پیشبرد آنرا نداشته باشند.
فروش به اشخاص دیگر- اگر اعضای خانواده به ادامه کسب و کار درست شده توسط شما علاقه مند نباشند یا اگر شرکت دیگری نخواهد آن را بخرد، یک راه برای خروج از کسب و کار فروش آن به فرد یا گروهی از افراد می باشد. خریدار شرکت می تواند فردی خارج از آن یا یکی از مدیران داخلی شرکت باشد. مزیت فروش شرکت به مدیران داخلی آن ارزش دادن به کارکنان وفادار آن و تضمین آن است که صاحب جدید با کسب و کار آشنا است. یکی از اشکالات فروش شرکت به اشخاص دیگر این است که آنها معمولاً پول نقد برای پرداخت یکجای قیمت شرکت را ندارند و مایلند پرداخت های خود را به اقساط بپردازند. اگر کسب و کار مشکلات زیادی داشته باشد باشد معمولاً کارآفرین نمی¬تواند ارزش کامل آن را دریافت کند. کارآفرینی که می خواهد کارکنان شرکت بخشی از مالکیت آن را به دست آورند باید کسب و کار را طوری سازمان دهد که کارکنان بتوانند بخشی از مالکیت را در طول زمان به عنوان پاداش خود دریافت کنند. چنین هدفی در شرکت های مسؤولیت محدود یا شرکت¬های سهامی به آسانی امکان پذیر است.
فروش به شرکت دیگر- بسیاری از کسب و کارهای نو با هدف فروش به یک شرکت بزرگتر در سال های آینده تأسیس می شوند. چنین شرکت هایی معمولاً توسط کارآفرینانی تأسیس می شوند که باتجربه هستند و زیر و بم صنعت مربوطه را می-شناسند. کارآفرین شرکت را پایه می گذارد. محصولی را که حلال مشکلات یا ارزش افزا است عرضه میکند. سپس شرکت را به شرکتی بسیار بزرگتر که خواستار قابلیت های شرکت تازه تأسیس است می فروشد. به منظورآسان کردن فروش، کارآفرین شرکت را متمرکز بر یک فناوری یا محصول مشخص نگه می دارد و ساختار سازمانی مشخصی همچون شرکت سهامی دارد. یک مزیت عمده در این روش فروش این است که معمولاً کارآفرین تمام ارزش کسب و کار خود را در موقع فروش می گیرد. از اشکالات این روش آن است که کارآفرین هویت خود را در بنگاه جدید از دست می دهد و تبدیل به جزء ناشناخته ای از یک بنگاه بسیار بزرگتر می شود.
عرضه به عامه- آخرین راه خروج از یک کسب و کار فروش آن به عامه در قالب "عرضه عمومی اولیه" سهام است. عرضه به عامه مشابه روش فروش به یک شرکت است با این تفاوت که آیین نامه ها و شرایط متعدد دولتی پیش از عرضه عمده سهام به عامه مردم باید محقق شده باشد. اگر یک شرکت دورنمایی وسیع برای بقا و رشد خود داشته باشد آنگاه "عرضه عمومی اولیه" ممکن است یکی از بهترین راه های پیش روی کارآفرینان برای بدست آوردن ارزش بازار شرکت خود باشد. فقط شرکت های سهامی واجد شرایط عرضه عمومی ابتدایی سهام هستند.
فروش یک کسب و کار به این معنا نیست که کارآفرین باید کسب و کار را ترک کند. در بسیاری مواقع کارآفرین بنیانگذار در نقش یک مدیر کلیدی باقی خواهد ماند. با این حال بسیاری از کارآفرینان از راه اندازی یک کسب و کار و نه مدیریت آن برای مدت طولانی لذت می برند. آنها برای رسیدن به افق های تازه خیلی زود کسب و کار خود را ترک می کنند: اغلب برای آن که یکی دیگر را آغاز کنند!
♦