کارآفرین موفق

مي رم توي مزرعه!

شیرین پارسی-مدیرعامل شركت نوكشت شالي كاران خزر
ایران


هدف آدم بايد يه چراغي باشه در انتهاي راه، تا تو نور اونو ببيني واز شكست و سختي نترسي.
Balatarin
در یک نگاه
نام نهاد كارآفريني

شركت نوكشت شالي كاران خزر

نوع كار

كشاورزي، شاليكاري

سال تاسيس

1383

تعداد پرسنل

درفصل كار 10 الي 12 نفر از زنان درمزرعه و10 الي 12 نفر با ماشین آلات

گپ و گفت

1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
چيز خاصي يادم نيست.
2. چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
من دوست نداشتم كار دولتي داشته باشم. همسر من گيلاني است و پدرشوهرم جزو اولين فارغ التحصيلان رشته كشاورزي است كه درمنطقه طالش زمين هاي زيادي داشت و البته ديگر كشاورزي نمي كرد. من و همسرم ديديم يك موقعيتي فراهمه بلكه بتونيم كشاورزي را دراين زمين ها احيا كنيم.
3. زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
ازفرانسه كه برگشتم، هم زبان فرانسه تدريس مي كردم وهم براي وزارت ارشاد بعضي متون را ترجمه مي كردم و بعد مدرس كارآفريني شدم و البته اينها منو راضي نمي كرد.
4. یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
فصل كار بايد صبح زود بلند شد تا به كارگرها صبحانه بديم و راهي شون كنيم. كار درهر مرحله اي كه باشد، نشا، برداشت، يا خرمن كوبي و ... سركشي مي خواهد. بخشي از كارها هم اموراداري مربوطه و بيمه براي خسارت است كه بايد به اونها رسيد. البته ما يك خانواده كشاورزيم كه همه باهم همكاري داريم. دوبچه من كشاورزي خوندند. يكي رشته آب وديگري هم ماشين آلات كشاورزي و اين موضوع خيلي به ما كمك مي كنه كه كارارو پيش ببريم.
5. چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
با تنظيم وقت مي شه هم به خونه و هم كار و هم استراحت رسيد.
6. برای استراحتتان چه کار می کنید؟
مي رم توي مزرعه.
7. چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
سروكار من با رويشه. ازاولين مرحله كه دانه را بكاريم تا سبزكنه و تابرداشت محصول، همش خيلي لذت بخشه.
8. تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
بله باخطر روبرو شديم. يك بار دراثر بي آبي همه مزرعه سوخت و همه چيز ازبين رفت. ما در مديريت تجربه نداشتيم ولي فكر كردم مگر ما تنها كساني هستيم كه ضرر ديديم، چرانااميد باشيم. اين بود كه به فكر چاره افتاديم و فكر مي كنم آدم نبايد خودش را در بن بست ببينه. به فكر تغيير مديريت در استفاده از منابع آب و نيروي انساني افتاديم. ما براي شخم زدن، موتور كوچكي داشتيم كه به درد كرت هاي كوچك مي خورد. كرت هاي كوچك آب بيشتري هم مصرف مي كنه. براي آوردن محصول هم از اسب استفاده مي كرديم. حالا كرت ها رابزرگتر كرديم و تراكتور هم خريديم و كار را مكانيزه كرديم. به فكر گرفتن مجوز براي حفر چاه عميق افتاديم. بچه هام براي اين كار خيلي كمك كردند. ما آب تضمين شده مي خواستيم كه به روش تلفيقي، يعني استفاده از رودخونه دردرجه اول و اگر كفاف نداد استفاده از آب چاه، عمل كنيم. خود برنامه چاه داستاني داره كه بايد كتابش كنم. سال 78 مجوز را طبق ضوابطي كه بود گرفتم و كار را شروع كردم اما 83 به ثمررسيد. همان كار مارو خيلي اذيت و معطل كرد.
9. چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
ايران وطن منه. هيچ كس نمي تونه درغيرجايي كه به اون تعلق داره همه انرژي رو به كاربگيره. منم به اين سرزمين تعلق دارم.
10. چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
هدف آدم بايد يه چراغي باشه در انتهاي راه، تا تو نور اونو ببيني واز شكست و سختي نترسي. فكر مي كنم من شكست ناپذير، سرسخت و صبورم.
11. وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
براي هركاري بايد توانايي عملي داشته باشيم. غيرازاين آموزش ها، بايد بااصول مديريت هم كاملاً آشنا باشيم.

بحث و تبادل نظر