برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
شركت سديدبار
نوع كارحمل و نقل داخلي و بين المللي
سال تاسيس1368
تعداد پرسنل70 نفر به علاوه گروه رانندگان
1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
پزشک
2. چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
کارآفرینی یک پروسه است و طبعاً شغل یا پست نیست، یعنی از روز اول من به قصد کارآفرینی وارد این میدان نشدم ولی مسیری را طی کردم که به کارآفرینی رسید.
3. زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
مدتی کار مترجمی کردم و بعد وارد عرصه حمل و نقل شدم و از کارم خیلی راضی ام.
4. یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
هر روز بعد از بیدار شدن، یک سری کارهای روزمره را انجام می دم؛ صبحانه می خورم، البته در خونه برنامه صرف صبحانه به طور خانوادگی نمی تونیم داشته باشیم، بعد من و همسرم با هم از خونه بیرون می آییم. کار او فنی مهندسی است. امّا دفاتر هر دوی ما در یک ساختمانه، همان ساختمانی که به نشانۀ تحصیل در رشتۀ مهندسی عمران، خودم طراحی و بنایش کرده ام! روز را با کارهای شرکت، تماس ها، ملاقات ها و ... به آخر می رسونم. من تنها زن عضو اتاق بازرگانی تهران هستم و نیز رئیس شورای زنان بازرگان و عضو انجمن زنان کارآفرین واینها علاوه بر کارهای شرکت سدید بار، تکالیفی را بر عهده من می گذاره که باید اونا رو انجام بدم و فعالیتهای مدنی و اجتماعی را در کنار حرفه خاص خودم به پیش ببرم. به طور متوسط ناچارم 12 ساعت بیرون از خونه باشم. خونه هم که می رسم، کارهای خونه از نظافت، پخت و پز، اتوکشی و ... هست که انجام بدم.
5. چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
خانه داری همیشه قسمتی از زندگی من بوده که ضمن احترام به این وظایف، فکر می کردم برای من مسئولیت کمی در زندگی است. خوب، وقتم رو برای کارها تقسیم می کنم. البته این تقسیم کاری از حالت متعارف یک مقداری خارج می شه. همیشه باید از قبل به کاری که می خوام انجام بدم فکر کرده باشم که یک مرحله جلو رفته باشم. گاهی اوقات وقتی به خونه می رسم، قبل از عوض کردن لباس، قابلمه رو روی اجاق می ذارم. دوست دارم این کارها رو به شکل سنتی انجام بدم، هنوز کف خونه رو با دستمال تمیز می کنم، به دستام نگاه کنین، معلوم می شه! خونۀ من نسبتاً بزرگه ولی همیشه تمیز نگهش می دارم. با این حال خوشم نمیاد به من بگن خانه دار، حتی خوشم نمی یاد بگن زن، قبل از هر چیز و بیشتر از هر چیز می خوام یه"آدم" باشم. من با همسرم همکار نیستیم. ولی محل کاری مشترک، این امکان رو به وجود آورده که گاهی نبودن های هم رو در دفتر کار پوشش بدیم. علاوه بر این، اون آدم همراهی است و همین برای برقراری تعادل بین خونه و دفتر کار، کمک می کنه.
6. برای استراحتتان چه کار می کنید؟
تفکر می کنم.
7. چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
بخش کار کردن با کامیون دارها(آقایون)
8. تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
اساساً کار من همیشه همراه با خطره، کامیون چپ بشه، راننده فوت کنه، در رسیدن بار تأخیر بیفته، قاچاق پیش میاد، حتی شده که با حکم جلب به سراغم آمده باشن... خلاصه من همیشه باید سعی کنم به خودم مسلط باشم که بتونم مشکلات رو مدیریت کنم.
9. چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
ما در ایران علقه و ریشه ای داریم که نمی تونیم خودمون رو ازش جدا کنیم.
10. چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
لجبازم، جسورم و خیلی به مملکتم وابسته ام.
11. وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
برای انجام هر کاری نیاز هست که با تخصص های مرتبط آشنا بشیم. نیاز به مطالعه هست و البته سرمایه هم جای خود رو داره. غیر از اینها شهامت و ریسک پذیری هم شرط کاره که بدون این، نمی شه وارد یه کار جدی شد.
یک روز یکی از مهمانانم به من
یک روز یکی از مهمانانم به من گفت، "تو همیشه این کار را انجام داده ای، اما حالا داری برای آن پول می گیری". من معتقدم تا حدودی حق با او بود. خانواده من همیشه مهمان نواز بودند و زمانی هم که برادرم بزرگ شد، دوستانش به طور مرتب در منزل ما رفت pass4sure 642-901 و آمد می کردند. به دلیل اینکه من و برادرم خیلی خوب پیانو می نواختیم، برای آنها قطعه هایی را اجرا می کردیم و من هم همزمان روی آن آواز می خواندم. سالها پس از آن زمانی که همسرم فوت کرد، پسرم که تازه سال دوم مدرسه بود نیاز به حمایت داشت. زمان در حال تغییر بود و در کنار همه ی سختیها، برادرم که حامی همیشگی ما بود شغلش را از دست داد. در این اوضاع این فکر به ذهنم خطور کرد که یک رستوارن در خانه ی پدر و مادرم که خیلی هم مناسب این امر بود، باز کنم. در ابتدا برادرم مخالف بود، چون برای او راحت نبود که از مهمانان پول دریافت بشود. پس از چند طرح و برنامه، بالاخره در سال 1997 ما کسب و کار خود را در خانه ی پدریمان راه انداختیم. برادرم مواد لازم برای رستوران را تهیه می کرد، مادرم ظرف ها را می شست، و من هم آشپزی و از مهمانان پذیرایی می کردم و گاهی اوقات همکنمpass4sure SY0-201 برای آنها پیانو می نواختم. بعد از چند ماه توانستیم یک آشپز استخدام کنیم. هدف اصلی ما حمایت از پسرم بود تا بتواند ابتدای زندگی اش را با آسودگی آغاز کند. الان حدود 13 سال است که ما این رستوران را راه انداخته ایم. در دهمین سالگرد افتتاح، یک جشن خیلی خوب در رستوران گرفتیم. یکی از مهمانان که خیلی تحت تأثیر قرار گرفته بود قول داد که جشن سیزدهمین سال تأسیس رستوران را او برگزار کند. اینگونه بود که در 9 فوریه 2010 ما این جشن را برگزار کردیم. البته مهمانان این مراسم را من انتخاب کردم، آنهاییکه می تواستند از عهده ی اجرای قواعد و اصول این مکان بر بیایند. چند سال قبل مطلبی در مورد رستوارنم در مجله هواییpass4sure 350-030 ایرفرانس چاپ شد. بعداً هم ژیوان گاسپاریان (موسیقیدان معروف آمریکایی که سازنده موسیقی گلادیاتور بود) و رابرت گدیکیان (فیلمساز معروف فرانسوی_آمریکایی)pass4sure 642-832 از رستوران ما بازدید کردند. بعد از آن دیدار، رابرت تصمیم گرفت بخش هایی از فیلم "بازگشت به آمریکا" را در رستوارن من فیلمبرداری کند. من واقعاً از فیلم خوشم آمد وقتیکه آن را پس از ساخت دیدم. هیچوقت این تجربه را فراموش نمی
مصابحه
سلم خانم مقیمی عزیز
خیلی علاقمندم با خانمهای تاجری که با هند و چین کار می کنند مصاحبه کنم ممنون می شم راهنمای ام کنید
سپاسگذار
HEYF SHODANE ESTEDAAD HAA VA TAVAANAAYI HAA BE DALAAYELE BIRUNI
AAYAA TAA BE HAA DAR MOREDE AVAAMELE BIRUNIYE NAA KHAASTE, KHAAREJ AZ CONTROLE SHOMAA BE DALILE MARGE NAAHENGAAME SHARIKE ZENDEGIYETAAN VA TANHAA MANDANETAAN BAA ANBUHI AZ GHARZ VA LAVAAZEME NAASHENAAKHTE VO TAHMILI KE NEMIDAANID BAA ANHAA CHE BAAYAD KARD VA SERFAN SHOMAA RA ASIR KARDE VA FAZAAYETAAN RA TANGTARO TANG TAR MIKONAND, VA GEREFTAARIHAAYE HOGHUGHIYO EDAARIYO BIME VO DAARAAEIYO VEZAARATE KAAR KE DASTO PAAYETAAN RAA MIBANDAND VA HARKATE SHOMAA RAA TAA MARZE FALAJ SHODAN KOND MIKONAND, ANDISHIDEYID ? ??? INGUNE BUD KE MAN BE TAMAASHAAYE HEYF SHODANE ESTEDAAD HAA TAVAANMANDI HAA VA TAJROBIYAAT O KHALAAGHIYAT HAAYAM NESHASTAM !!! VA HAMCHENAAN BAA CHANGO DANDAAN EDAAME MIDAHAM . . .
آنچه که تو را نکُشد، قویترت می سازد!
آنچه که تو را نکُشد، قویترت میسازد. نسرین خانم به نظر میرسه که شما با زندگی که داشتین زن بسیار قوی و محکمی هستین مثل این خانوم که من پروفایلش رو خوندم و دوست داشتم:
http://www.khorshidschool.org/content/39
شما هم قصد دارین کارآفرین بشین؟