برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
شركت تعاوني شميم بهار خدابنده
نوع كاربازيافت پلاستيك
سال تاسيس1382
تعداد پرسنل6 الي 7 نفر
1.وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
وقتي كسي مي پرسيد مي خواي چه كاره بشي مي گفتم معلم، اما ازهمون اول كاراي به اصطلاح مردونه رو دوست داشتم، رانندگي، بنايي، ساخت و ساز...
2.چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
خود به خود پيش اومد. چون آدم پركاري بودم. اينجور نبود كه بخوام انتخاب كنم.
3.زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
پدرم كه ازدنيا رفت بچه هاي بزرگتر ازمن همه ازدواج كرده و رفته بودن، من براي اداره خانواده مجبور شدم ترك تحصيل كنم و كاراي پدرمو دست بگيرم و هركار ديگه اي هم كه پيش اومد انجام دادم. آسياباني، كشاورزي و آبياري، مكانيكي دستگاه هايي كه باهاشون كار مي كردم، بنايي، قالي بافي و مامايي كه دوره اش رو زير نظرشبكه بهداشت و درمان ديدم و 400 تا بچه رو به دنيا آوردم.
4.یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
برنامه روزانه رو از شب قبل مي نويسم و هرروز بعداز نماز صبحانه مي خورم، ساعت 8صبح كار (كاربازيافت) رابا 4-5 تا خانم شروع مي كنيم تا 1:30 الي 2 كه وقت ناهار و نمازه. بعدازظهر به كارهاي اداري و مالي مشغول ميشم، خريد و فروش و مزايده ها و بارزدن كه همسرم هم در اين كار كمك مي كنه. گاهي كارتا 10-12 شب هم طول مي كشه اما معمولاً حدود 10 ساعت در روز كار مي كنم.
5.چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
خونه اصلي من در يك روستاست ولي به خاطركارم كه در ساعين قلعه است فقط ماهي يك بار به اون خونه مي رم. البته هنوز بچه ندارم و كاراي پخت و پز و اينهارو با خانم هاي محل كار دريك تقسيم كار انجام مي ديم.
6.برای استراحتتان چه کار می کنید؟
خودم رو باكار مشغول مي كنم. به ايده هاي جديد فكر مي كنم، گاهي با دوستام گفتگو مي كنم.
7.چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
من اساساً باكاركردن حال مي كنم و از بيكاري بدم مياد.
8.تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
بله دوبار. دفعه اول به خاطر اينكه درباره موقعيت منطقه ازنظر وجود مواد پلاستيكي يا راه ترانزيت تحقيق لازم رو نكرده بودم و دفعه دوم به دليل شرايط اقتصادي كلي جامعه كه يك مرتبه قيمت ها و كارما افت كرد. اما خودم رو نباختم. ازصفرشروع كردم. بعضي از دستگاه ها رو فروختم ازسود خودم گذشتم ولي كارگرها رو حفظ كردم تا كار دوبار رو غلتك افتاد . دستگاه هاي جديد خريدم و ...
9.چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
خب، كشورم رو دوست دارم و هموطنايي كه باهاشون زندگي مي كنم. درعين حال مخالفتي ندارم كه اگه شرايط مساعد باشه دربعضي كشورها مثلاً عراق هم كاركنم.
10.چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
مسئوليت پذيرم يعني اگه جايي برم كه يه وسيله اي خراب باشه و بتونم درستش كنم حتماً اون كاررو انجام ميدم. دوم اينكه سختي مي كشم اما به ديگران سخت نمي گيرم. مثلاً با اينكه دوست دارم آدم هاي بااعتقاد برام كاركنن، ولي درماه رمضان كارگرا آزادن ساعت كارشون رو خودشون تعيين كنن، شب يا روز فرقي نمي كنه. و سوم اينكه هميشه به چيزاي مثبت و اميدواركننده فكر مي كنم.
11.وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
هركاري البته يه فوت و فني داره، اما تجربيات مديريت كار كه كجا خطر هست و چه جوري بايد كار را كنترل كرد خيلي مهمه.
خدا قوت
قابل تحسین بود. موفق باشید