کارآفرین موفق

كفش آهني من درخواب هم از پاي من درنمي آيد!

فرشته سلیمانی-مدیر مؤسسه فرهنگي هنري نماكارنگ
ایران


چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
Balatarin
در یک نگاه
نام نهاد كارآفريني

شركت نماكارنگ و دانشگاه علمي كاربردي واحد6

نوع كار

آموزش عالي دوره هاي نقاشي و گرافيك

سال تاسيس

1378-1382

تعداد پرسنل

دركل مجموعه 15 نفر نيروي اداري،
60 الي 70 نفر مدرس (فوق ليسانس و دكترا)

گپ و گفت

1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
دوست داشتم معلم بشوم
2.چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
در 19 سالگي دراصفهان مربي هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شدم و دربين مربي ها هم سرگروه بودم. چندسالي پس ازآن دوران در آموزش و پرورش تهران استخدام شدم و كارم را خيلي دوست داشتم. طراحي، فيلم برداري و عكاسي تدريس مي كردم و دانش آموزان من هرسال در مسابقات منطقه و شهرتهران يا رتبه اول مي شدند يا مقام مي آوردند. البته مسئول راه اندازي لابراتوارهاي هنري هنرستان هاي كارودانش هم بودم.
3.زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
از يك زماني به بعد احساس كردم كه دركارم در يك دور باطل افتاده ام و با معلم هاي ديگر فرقي ندارم. درحالي كه ظرفيت بيشتري درخودم حس مي كردم، براي همين كارخصوصي به ذهنم رسيد. به خاطر تغيير فضای فرهنگی-اجتماعی ایران ذوق و شوق بيشتري هم پيدا كرده بودم. بنابراین مؤسسه فرهنگي هنري نماكارنگ را بادعوت از 4مرد و 4زن (برابري جنسيتي!) زير نظر وزارت ارشاد و با بستن قرارداد با آموزش و پرورش تأسيس كردم. برهمين مبنا واحد 6 دانشگاه علمي-كاربردي را در نياوران ايجاد نمودم. كار با 15 دانش آموز شروع شد و حالا بيش از هزار دانشجو داريم.
4.یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
حدود 5 صبح بلند مي شوم. نماز مي خوانم. اخبار را ازشبكه هاي مختلف مي بينم. همزمان يا بعد از آن نرمش مي كنم. به جاي صبحانه 2تا3 ليوان آب خنك مي خورم. به برنامه روزانه نگاهي مي اندازم. معمولاًچند صفحه اي هم مطالعه مي كنم. بين 9تا10 براي پيگيري كارهاي اداري دانشكده در ارتباط با نهادهاي مختلف مثل وزارت ارشاد، علوم دانشگاه جامع و... از خانه بيرون مي روم. دردانشكده به كارپردازها سرمي زنم و بعضي از كارها را براي سرعت عمل بيشتر خودم انجام مي دهم. طبق برنامه ساعت هاي تدريس هم دارم و كارآفريني درس مي دهم. بعدازظهرهاي روزهاي زوج استخر مي روم و روزهاي فرد ورزش هاي هوازي (اروبيك). البته نيروي رسمي آموزش و پرورش هم هستم كه ازمهرماه طبق برنامه بايد كارم را شروع كنم.
5.چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
ايجاد تعادل سخت است. بالاخره يكي در اولويت قرار مي گيرد. وقتي بچه دار شدم، خانواده ام در اولويت قرارگرفت و كار را تقريباً رهاكردم. اولين فرزندم كه به مدرسه رفت چون همراهي همسر و خانواده را داشتم، كارم دراولويت آمد و به هرحال بينابين، هر دو را با هم اداره كردم.
6.برای استراحتتان چه کار می کنید؟
سينما مي روم يا توي خيابان قدم مي زنم و يك گوشه اي يك بستني يا فالوده مي خورم. امكانش باشد استخر مي روم يا فيلم مي بينم.
7.چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
به تدریس خیلی علاقه دارم، همين طور كارمشاوره براي دانشجويانم؛ از ايده هایي استفاده مي كنم كه فراتر از وظايف كاري تعريف شده من است.
8.تا حالا شکست خوردی؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده ای که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارت باشد؟
بله. بعدازفوت ناگهاني همسرم، به خاطرقسط سنگين وام منزل پيش خريد شده و تأمين مابقي هزينه ساخت، همين طور تحويل دولت خاتمي به احمدي نژاد و كاهش اجباري شهريه هاي دانشجويان و ترك كردن شركا مرد مؤسسه، به طور جدي با بحران مالي روبرو شدم. ولي با پيگيري مديريت و مذاكره مستمر توانستم عليرغم كاهش شهريه ها، مجوز رشته هاي بيشتري رابراي تدريس بگيرم و كمبودها را جبران كنم. دربين واحدهاي دانشگاه جامع علمي-كاربردي، ما تنها واحدي هستيم كه 11 رشته ي IT، نرم افزار كامپيوتر، گرافيك، نقاشي، مترجمي زبان انگليسي(استاد، نوار، فيلم)، جهانگردي، مديريت كسب و كار(MBA)، مشاوره حقوقي، بازاريابي، خبرنگاري و ... را تدريس مي كنيم.
9.چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
خب، اولاً به علت محدوديت جغرافيايي و اجتماعي، چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است. دوماً فكرمي كنم بايد قدر آنچه دردست داريم را بدانيم و آنها را به حاصل برسانيم. سوماً من با آن كه ريسك پذيرهستم ولي بي گدار به آب زدن را قبول ندارم و با اين كه پيشنهاد فعاليت در كانادا، استراليا و مالزي به من شد معتقد بودم در جامعه ايران با اطمينان بيشتري مي توانم كاركنم. براي ورود به عرصه هاي ديگر بايد از توانايي هاي خودمان و شانس و توفيق مطمئن باشيم.
10.چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
پشتكار. كفش آهني من درخواب هم از پاي من درنمي آيد. انعطاف پذيري نسبت به شرايط و افراد و حس ششم خوب.
11.وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
من راهنمايي ها و آموزش هايم را از محيط پيراموني و فضاي كاري به طور تدريجي فراگرفتم و مرحله به مرحله كارها را پيش بردم.

بحث و تبادل نظر