کارآفرین موفق

برای تنبلی و بی کاری ساخته نشده ام

وصال ماهیرقیزی-مدیر آژانس خبری آپ آ
آذربایجان


من اعقاد دارم به هر چه که بخواهیم می رسیم.
Balatarin
یک روز از زندگی

8:30 صبح
~
از خواب بیدار می شوم.

10
~
کارم را با دیدن برنامه ی روزانه و خواندن خبرهای محلی آغاز می کنم.

11
~
با کارمندان آژانس قرار ملاقات دارم.

13
~
معمولاً با شرکای تجاری قرار ملاقات به صرف ناهار دارم.

14
~
با بخش آگهی های بازرگانی قرار ملاقات داریم.

15
~
طراحی های سایت و مشکلات تکنیکی را بررسی می کنیم.

16
~
ملاقات های کاری برنامه ریزی شده است.

18
~
برای فراموش نکردن مهارت روزنامه نگاری، بعضی خبرها را ویرایش می کنم.

19
~
محل کار را ترک می کنم.

20
~
وقتم را با دخترم سپری می کنم.

23
~
آخرین خبرها را در اینترنت دنبال می کنم.

در یک نگاه
نام نهاد كارآفريني

آژانس خبری آپ آ

نوع كار

اطلاع رسانی رسانه

سال تاسيس

2004

تعداد پرسنل

50

گپ و گفت

1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره بشوید؟
وقتی در دوره راهنمایی درس می خواندم دوست داشتم که خبرنگار تلویزیون بشوم. همیشه به همکلاسیهایم این را می گفتم و از هر فرصتی هم برای یادگیری درس های خبرنگاری استفاده می کردم. با اینحال پس از اتمام دوره راهنمایی برای رشته فلسفه ثبت نام کردم. نظر مادرم هم در مورد این انتخاب من تأثیرگذار بود. در سال دوم دانشگاه بودم که شروع به نوشتن مقاله برای روزنامه ها کردم و به تدریج به دنیای روزنامه نگاری وارد شدم.
2. چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
من مطمئن هستم که خبر و رسانه های اینترنتی آینده ی درخشانی در کشور آذربایجان ایفاء خواهند کرد. اکثریت مردم از تکنولوژی مدرن در این کشور استقبال می کنند. می توانم بگویم که فرصت های بسیار خوبی در ایجاد بازارهای تبلیغاتی و تجارت اینترنتی-الکترونیکی در آذربایجان ایجاد شده است. بعد از دیدن قابلیت های این حوزه، من تصمیم به ایجاد یک آژانس خبری و منابع اطلاع رسانی اینترنتی کردم. در مدت زمان کوتاهی آ پ آ ( آژانس خبری آذربایجان) توانست خودش را تثبیت کند. به زودی هم زبان آذربایجانی زبان اصلی این آژانس شد و در حال حاضر هم ما در حال توسعه بخش زبان روسی هستیم. موفقیت ما در این کسب و کار و شهرتی که به عنوان یک منبع اطلاع رسانی قابل اعتماد به دست آورده ایم، نشان می دهد که من در تصمیم و انتخابم اشتباه نکرده ام.
3. زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
وقتی که در سال دوم دانشگاه تحصیل می کردم، همزمان شروع به کار برای معتبرترین روزنامه ی محلی آذربایجان به نام "امروز" کردم. بعد از مدت کوتاهی سردبیر بخش خبر روزنامه شدم که پس از مدتی به معاونت سردبیر کل روزنامه ارتقاء یافت. در سال 2000 بود که به روزنامه "ماکان" به عنوان معاون سردبیر ملحق و در سال2001 نیز سردبیر کل روزنامه "جبهه ی خلق" شدم. بعد از یکسال کار در آن روزنامه از این سمت استعفاء داده و در سال 2004 آژانس خبری خودم را ایجاد کردم. با اینحال،این فصل از زندگی برای من چندان آسان هم نبود. سالهای تحصیلی من به سختی گذشت. آذربایجان در بحران به سر می برد و پنجمین سال استقلال خود را به تازگی پشت سر گذاشته بود. پدرم شغلش را از دست داده و مادرم هم در آمد کمی از راه معلمی کسب می کرد. هیچ کس در خانواده ما انتظار نداشت که مادرم در بیرون خانه کار کند. دو خواهر و برادرم هنوز به مدرسه می رفتند. در آن زمان حتی رفت و آمد من از یک منطقه ی روستایی به باکو برای شرکت در امتحانات دانشگاه هم به یک معضل بزرگ تبدیل شده بود. مادرم جواهراتش را فروخت و به من داد تا به باکو بروم. از آن به بعد هم از طریق درآمد اندکی که از طریق کار در روزنامه کسب می کردم، زندگی ام را می گذراندم. با اینحال، مطمئن هستم که آن سختیها تأثیری بسزایی در موفقیت حال حاضر من گذاشت. می دانستم که می توانم آینده درخشانی برای خانواده ام فراهم کنم. گاهی اوقات از اینکه من همان شخصی هستم که تمام آن مراحل را پشت سر گذارده ام، شگفت زده می شوم.
4. یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
در ساعت 8:30 صبح از خواب بیدار می شوم و دخترم را به مهدکودک می برم. پس از صرف صبحانه به سرکار می روم. در ساعت 10 صبح، کارم را با دیدن برنامه ی روزانه و خواندن خبرهای محلی آغاز می کنم. هر روز همه ی روزنامه های اصلی کشور را می خوانم چون مهم است که بدانیم چگونه خبرهای آژانس ما در روزنامه های مختلف بازتاب یافته است. یا اینکه غیر از مطالب ما از چه منابع دیگری استفاده می شود و همچنین اینکه چه خبرهایی خبرهای داغ روز بوده اند. پس از آن خبرهای مهم داخلی و خارجی را در اینترنت مرور می کنم. از ساعت 11 تا 11:30 صبح، با کارمندان آژانس قرار ملاقات دارم که معمولاً به بحث و بررسی خبرهای مهم روز جهان، و نیز طرحها و پیشنهاد های جدید و مرور اشتباهات گذشته می پردازیم. از ساعت 1 تا 2 بعد از ظهر معمولاً با شرکای تجاری قرار ملاقات به صرف ناهار دارم، در غیر اینصورت ناهار را در محل کار صرف می کنم. از ساعت 2 تا 3 با بخش آگهی های بازرگانی قرار ملاقات داریم. از ساعت 3 تا 4 طراحی های سایت و مشکلات تکنیکی را بررسی می کنیم و سپس با مدیر این بحش در مورد مسایل نرم افزاری و تکنیکی و هنری سایت به بحث می نشینیم. از ساعت 4 تا 6 ملاقات های کاری برنامه ریزی شده است. سعی می کنم که تا آنجا که امکان دارد به همه ی در خواست های ملاقات پاسخ مثبت بدهم. از ساعت 6 تا 7 برای فراموش نکردن مهارت روزنامه نگاری، بعضی خبرها را ویرایش می کنم. در طول روز تمام خبرهای تلویزیون و اینترنت به طور مرتب مشاهده می شود. در ساعت 7 محل کار را ترک می کنم. گاهی با همسرم شام می خورم و گاهی هنگام ملاقات های کاری شام صرف می کنم. آگر هم قراری نداشته باشم به خانه بر می گردم و وقتم را با خانواده ام سپری می کنم. از ساعت 8 تا 9 شب وقتم را با دخترم سپری می کنم که باید به همه ی سؤالهایش پاسخ بدهم و به اینکه چه چیز جدیدی در مهدکودک یاد گرفته گوش کنم. پس از خواباندن دخترم، خبرهای شبکه های خبری ترک و اروپا را مرور می کنم و برنامه های مستند و گزارشات را می بینم. در ساعت 11 تا 12 شب آخرین خبرها را در اینترنت دنبال می کنم. وقتی هم که خیلی خسته نباشم برای یک ساعت قبل از خواب کتاب می خوانم.
5. چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
من اعقاد دارم به هر چه که بخواهیم می رسیم. همسر من می تواند شرایط سخت کاری مرا درک کند. با اینحال ما همچنان وقت دید و بازدید از دوستان و فامیل را داریم. معمولاً شب ها و آخر هفته ها را به این امر اختصاص می دهیم. همیشه سعی می کنم برای دخترم وقت داشته باشم.
6. برای استراحتتان چه کار می کنید؟
بهترین زمان آرامش و آسایش من وقت گذراندن با خانواده ام است، یعنی اینکه موبایل را خاموش و وقتم را به خانواده ام اختصاص دهم. دوست دارم در طبیعت و دور از سروصدا و شلوغی شهر نیز وقتم را سپری کنم.
7. چه بخشی از کارت بیشتر برایت لذت بخش است؟
به طور کلی از کاری که می کنم خیلی لذت می برم. شاید به همین دلیل است که احساس خستگی نمی کنم. من شور و حال این شغل را دوست دارم چون برای تنبلی و بی کاری ساخته نشده ام. کارهایی مثل خلق ایده ها و طرحهای جدید کاری و ایجاد تغییرات موجب لذت من می شوند.
8. چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده ای که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارت باشد؟
این سؤال اصلی ملاقات های کاری ما است. ما داریم سعی می کنیم تا طرحهای جدید، پروژه های جذاب و سایت های جدید خبری و تبلیغاتی راه اندازی کنیم که باعث جذب کمکهای مالی بیشتری جهت ادامه ی کارمان شود.
9. چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
من مصمم و با پشتکار هستم. یک لحظه آرام و قرار ندارم مگر اینکه به هدفی که پیش رو دارم برسم. البته زندگی سختی که در گذشته داشتم، تأثیر زیادی در موفقیت حالای من داشته است. فقر و مشکلات به آدم انرژی و جسارت غیر قابل باوری می دهد که بر مشکلاتش فائق آمده و و زندگیش را نجات بده.
10. وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
من یکی از کسانی هستم که که در ایجاد یک تجارت جدید در آذربایجان زحمت کشیده اند. متأسفانه در آن زمان کسی نبود که مرا در مورد کارم نصیحت کند. اگر کسانی بودند که نصیحت کنند، آنوقت می توانستم لیست بلندبالایی از نصیحت های که دلم می خواست به من داده می شد تهیه کنم.

بحث و تبادل نظر