- You must register/login in order to post into this group.
- خبرهای جدید کارآفرینی از ما و شما!
- گروه ها
سمیرا، غزاله و محمد سه همکلاسی دوران دانشگاه بودند که پس از گرفتن فوق دیپلم و کارشناسی نقشه کشی ساختمان و معماری، و نیز تکمیل چند دوره پیشرفته نقشه کشی، اتو کد و غیره، مدتی بود که به دنبال شغلی بودند که به رشته شان هم مربوط باشد. آنها یکدیگر را مرتب در جریان آخرین خبرهای بازار کار قرار می دادند که ظاهراً خبرهای امیدوار کننده ای هم برای آنها نبود. پس از مدتها جستجو هر سه نفر به این نتیجه رسیدند که یک کسب و کار کوچک نقشه کشی ساختمان راه بیاندازند. سرمایه ی اولیه و تهیه ی مکان مناسب برای دفتر، معضل اصلی گروه بود که با دوندگی بسیار، وام و قرض و کمکهای خانواده ها در نهایت توانستند یک دفتر کوچک در یکی از مناطق مرکزی شهر اجاره کنند. اینگونه بود که هر سه با علاقه و انگیزه ی بسیار کار خود را در دفتر نقشه کشی آغاز کردند.
پس از مدتی که آنها از بابت بازار کار، هزینه، درآمد و در کل از ثبات نسبی و ادامه کارشان مطمئن شدند، نوبت استخدام نیروی کار جدید بود که از طریق آگهی در روزنامه یک خانم نقشه کش دیگر و یک آقا که کار تحویلداری را انجام می داد، استخدام شدند. به مرور زمان کار دفتر نقشه کشی آنها رونق گرفت، مشتریان بیشتری با آنجا تماس می گرفتند و سفارش کار می دادند. تلفن های دفتر را در ابتدا سمیرا، غزاله و محمد، و درواقع هر کسی که در آن لحظه خیلی مشغول نبود، پاسخ می داد. ولی به مرور زمان که تماس های مشتریان بیشتر شد آنها تصمیم گرفتند که یک منشی استخدام کنند که به تلفن ها پاسخ گوید و سفارش ها را دریافت و پیگیری کند. در یکی از جلسه های هفتگی گروه، سمیرا پیشنهاد می کند که خواهر زاده خود پریسا که به تازگی پیش دانشگاهیش را تمام کرده بود و وقتش را با کلاسهای زبان و موسیقی می گذراند، به عنوان منشی جهت پاسخگویی تلفن های دفتر استخدام شود.
پریسا با اینکه دختر بی تجربه ای بود ولی کارش را نسبتاً خوب انجام می داد، با اینحال می شد فهمید که علاقه ای به این کار ندارد و صرفاً برای سرگرم بودن از سوی خاله اش سمیرا به بقیه توصیه شده است. گاهی اوقات که سمیرا برای دیدار با مشتریان در دفتر حضور نداشت، تقریباً تمام وقت پریسا صرف اس ام اس بازی، تلفنی صحبت کردن با دوستان و چت کردن در اینترنت می شد. غزاله و محمد در ابتدا نسبت به این موضوع بی تفاوت بودند، اما وقتی دیدند که پریسا تلفن مشتریان را با اکراه جواب می دهد تا زود مشغول ادامه ی کار شخصی خودش شود، کلافه و عصبی شدند. همزمان بقیه همکاران و مشتریان حاضر در آن دفتر کوچک هم مجبور بودند مکالمات طولانی و با صدای بلند پریسا با دوستانش را هم تحمل کنند. خلاصه، جو بدی شده بود و رفتار نامناسب پریسا همه را ناراضی، و فضای ساده و صمیمی دفتر را متشنج کرده بود. اما به نظر می رسید که سمیرا این موضوع را چندان جدی نگرفته است، یا که فکر می کند پریسا پس از مدتی در آن محیط کاری جا می افتد و تغییر رویه خواهد داد.
به نظر شما غزاله و محمد چگونه می توانند با این مشکل مواجه شوند و آن را از طریق مسالمت آمیز و حرفهای حل و فصل کنند؟ آیا شما هم در محیط کارتان با تبعات منفی پارتی بازی مواجه بوده اید؟ عکس العمل شما و همکارنتان چه بوده است؟ عکس العمل منطقی و عقلانی (و نه احساسی) در مواجهه با تبعات منفی پارتی بازی در یک کسب و کار کوچک چه می تواند باشد؟ به نظر شما بهترین راه جذب و استخدام نیروی کار در یک کسب و کار کوچک کدام است؟
♦
اوه اوه
این دوستان من ... کلیدی ترین بخش شرکتشون رو دادن به کسی که نه مهارت و نه علاقه ای به این کار داره ... به نظرم خیلی ساده باید این مسئله رو و تاثیری که ایشون روی مشتریان و محیط دفتر و هزینه (استفاده از تلفن و از دست دادن مشتریان) با دوست دیگشون مطرح کنند ... مطمئنا اون فرد استقبال میکنه ... فقط طرز صحیح برخورد رو یادشون نره
بنظر من صراحت و رک بودن چاره
بنظر من صراحت و رک بودن چاره کاره دونفر دیگه باید بادلایل منطقی سمیرا را از مشکل پیش آمده باخبر کنند سمیرا هم اگر واقعا انسان معقولی باشه میپذیره و یک نفر را که صلاحیت فعالیت در اون سمت را داره استخدام می کنند .موضوع اینه که استفاده از آشنایان یا پارتی بازی چیز بدی نیست ولی به شرطی که فردی که انتخاب میشه مناسب کار باشه و توانایی و تجربه کافی داشته باشه .
پارتی بازی
به نظر من برای به کار گرفتن خویشان و دوستان در محلی که خودمان برای کار ایجاد کردیم ،نمی شود از کلمه پارتی بازی استفاده کرد. اصولی ترین کار همین است که هر کارآفرینی اگر در بین دوستان و آشنایان کسی را بیابد که توانایی و علاقه متناسب با کار را دارد ، از او استفاده کند به دو دلیل اولا شناخت و اعتماد کافی نسبت به او دارد . ثانیا در مورد مسائل مالی بهتر با هم کنار می آیند. البته این بدان معنا نیست که هر کسی از آشنایان که بیکار بود به کار گرفته شود بلکه حتما باید آن فرد کارایی لازم را داشته و مسئولیت پذیر باشد.
این گروه نیز باید نسبت جایگزینی او با فرد مناسبتری اقدام کنند.
اگر هر کدام از این سه نفر فردی را سراغ دارند معرفی کنند و از همه کاندیدها تست کار گرفته شود. یا بصورت آزمایشی هر کدام مدت کوتاهی را مشغول به کار شوند و در نهایت بهترین آنها انتخاب شود.
پارتی بازی
به نظر من باید یک شغل مناسب تر از منشی گری برای او در نظر بگیرند وکس دیگری را به عنوان منشی استخدام کنند.مرسده