برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
شرکت بازیافت موادآلی و کودآلی کرمانشاه
نوع كارتولید و عرضه موادآلی و کودآلی
سال تاسيس1377
تعداد پرسنل140 نفر
1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
درست یادم نیست. اما از همان دوران دبستان جمله فردوسی در ذهنم مانده بود که "توانا بود هرکه دانا بود" و همیشه می خواستم آدم دانایی باشم.
2. چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
درسال های پرتب و تاب اولیه پس از پیروزی انقلاب معلم شدم، ولی بنابردلایلی به کارم ادامه ندادم. این موضوع سبب شد که تصمیم بگیرم کاری انجام دهم که خودم صاحبکار باشم. به فکر ادامه تحصیل در خارج ازکشور افتادم و به همین ترتیب راه برای رسیدن به حرفه معلمی ام میسر شد.
3. زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
بعد از تجربه ی معلمی مدتی به خیاطی و کارهای دستی مشغول شدم. برای تحصیل درخارج ازکشور تصمیم گرفتم به هند بروم اما یک روز که به صورت اتفاقی ازجلوی سفارت آلمان رد می شدم متوجه آگهی ای شدم که درآن گفته شده بود باداشتن مقدار مشخصی ارز امکان گرفتن ویزای توریستی وجود دارد. بدین ترتیب در سال 64 عازم آلمان شدم. خانواده ام کشاورز بودند. زمین های زراعتی داشتیم که البته درآن زمان زیر بمب و موشک بود. دوست داشتم کشاورزی بخوانم. بعداز تحصیل دررشته کشاورزی بین المللی با گروه های محیط زیست در آلمان آشنا شدم. طرح هایی درزمینه بازیافت زباله ارایه دادم و دکترای خود را دررشته پسماندزباله گرفتم و به ایران بازگشتم. آن زمان فکر می کردم با تخصصی که دارم به عنوان مشاور دراین عرصه کارمی کنم و آن موقع اصلاً به فکراینکه خودم کاری راه بیندازم نبودم. اما وقتی دیدم بازیافت درایران چندان مطرح نیست، تصمیم گرفتم خودم کار را شروع کنم. درسال 75 مجوز تاسیس شرکت بازیافت زباله را گرفتم اما چون کار نویی بود به مشارکت شهرداری نیاز داشت که شرایط برای چنین تعاملی فراهم نبود. با تغییرات درفضای کلی کشور و روی کار آمدن مسوولینی با دیدگاه های جدید بالاخره توانستم در سال 77 شرکت بازیافت موادآلی و کودآلی کرمانشاه را تاسیس کنم. 51 درصد از سهام شرکت متعلق به خودم است. اجرای پروژه بازیافت در سطح کوچک تری شروع شد و بعد آن را توسعه دادیم. کار با موفقیت پیش رفت و درسال 85 به خاطر فعالیت های مشاوره ای و مطالعاتی برای شهرهای دیگر به عنوان کارآفرین نمونه انتخاب شدم.
4. یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
کارم را صبح زود شروع می کنم. معمولاً بین 6:30 تا 8 به دفتر می روم. بخشی از وقتم صرف رسیدگی به مکاتبات و تماس های تلفنی می شود. البته نوع فعالیت من طوری است که برای برگزاری کارگاه های آموزشی و انجام بعضی مطالعات به شهرهای دیگر سفر می کنم. مثلاً سال گذشته به طور متوسط 150 پرواز به شهرهای مختلف داشتم. درکرمانشاه هم هفته ای دوبار برای کنترل تیم اجرایی جلسه داریم. به طور معمول ساعت 6 بعدازظهر کاررسمی اداری تمام می شود.
5. چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
همسر من آلمانی است. او یار خوبی برای من است. به خاطر اهمیتی که این حوزه کاری برای ما پیدا کرده بود ازبچه دار شدن گذشتیم. به همین دلیل ایجاد تعامل میان دفترکار و خانه برای من آسان تر شده است. به فعالیت های خانه به اندازه کافی رسیدگی می کنم. اهل فست فود نیستم و خودم آشپزی می کنم.
6. برای استراحتتان چه کار می کنید؟
سعی می کنم تماس های تلفنی ام را شب ها محدود کنم. دوست دارم ساعت هایی که درخانه هستم را با همسر و خانواده ام بگذرانم و یا مطالعه کنم.
7. چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
وقتی پروژه ها قابل اجرا می شوند و کتابچه ها آماده می گردند.
8. تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
نه به آن صورت. البته نوسان هایی درروند فعالیت ها بوده است. یک مشکل جدی که وجود دارد این است که درکشورهای توسعه یافته، هزینه های بازیافت به صورت عوارض و توسط شهروندان پرداخت می شود. اما درکشور ما دولت متکفل این اقدامات و تامین بودجه آن است. به همین دلیل بعضی ازمسوولان برای تخصیص بودجه مانع به وجود می آورند. مثلاً طی این مدت 15 بار شهردار عوض شده است. بعضی از آنها می گفتند چراباید روی این کار هزینه کنیم، درنتیجه کمک هایشان را قطع می کردند. اما ازآنجایی که این حرفه خودش اشتغال زایی می کند این موضوع برای مسوولان انگیزه حمایت های مالی راایجاد می کند.
9.چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که مطمئن شوید کارتان شکست نمی خورد؟
باتوجه به اینکه وقتی کارم را شروع کردم موضوع محیط زیست و بازیافت مساله مطرح جامعه نبود، خلاقانه ترین کاری که انجام دادم این بود که سعی کردم این موضوع رابرای مسوولان جابیندازم. کنفرانس های زیادی برگزار کردم. معتقد بودم درهرکاری صداقت مهم ترین سرمایه است. دراین جلسات و نشست ها ابایی نداشتم که بگویم سرمایه ای جزدانشم ندارم. درعوض بلافاصله اسلایدهایی که همراهم بود را به نمایش می گذاشتم و باهمین اقدامات توانستم نظر مساعد مسوولان وحمایت های دولتی برای این کاررا جذب کنم. یکی از مشکلات، فقدان قانون پسماند بود که دراین زمینه تلاش زیادی برای وضع قوانین داشتم. بالاخره قانونی تصویب شد که تاسال 1390 همه شهرها باید طرح بازیافت داشته باشند.
10. چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
برای شروع هرکاری کسب دانش مربوطه بسیار ضروری است. خودمن وقتی واردوزارت صنایع شدم، ازمن پرسیدند "چه سرمایه ای داری؟" من پاسخ دادم سرمایه بی نهایت من، علم من است. به جز دانش و مهارت لازم، فرد باید جسارت و اعتماد به نفس برای ورود به میدان را هم درخود ببیند.
11.کمی در مورد کسب و کار فعلیتان توضیح دهید.
ما 16 هکتارزمین دراختیارداریم که روزی به طورمتوسط 500 تا 600 تن زباله برای بازیافت وارد آن می شود. کارما هم درزمینه اجرایی است و هم درزمینه مشاوره ای. درحال حاضر به 85 شهرکشور خدمات مشاوره ای ارائه می دهیم و الان هم 15 پروژه دردست اجراداریم. البته پیش راه اندازی این شرکت دولت در شهرهای تهران، اصفهان، مشهد و کرج دراین زمینه اقداماتی انجام داده بود اما ما اولین شرکت خصوصی هستیم که وارد این عرصه شدیم. 7 میلیارد تومان سرمایه فعلی شرکت است که هنوز به 2 میلیارد تومان دیگر نیاز داریم.
12.الگوی شما از اینکه خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
برای این حرفه خاص خودم، شخصی را به عنوان الگو نداشتم. اما درپیدا کردن راه کلی، ازشخصیت های ملی الهام گرفتم. بزرگانی مثل امیرکبیر و مصدق. چراکه این آدم ها نقش بزرگی درجامعه داشتند. من درمحیط کوچکی بزرگ شدم. یاباید تسلیم شرایط می شدم یا تلاش می کردم که من برشرایط تاثیر بگذارم.
13.چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
همان طور که گفتم همسرم آلمانی است و خودم هم ویزای دایم آلمان را دارم. اما فکرمی کنم بارفتن ازایران تنها برزندگی شخصی خودمان تاثیر می گذاریم. بالاخره باید کسانی باشند که ایده های خود را اجراکنند و برزندگی جمعی تاثیرگذار باشند. البته الان شرایط کار خیلی سخت شده اما من تاجایی که امکان داشته باشد درکشورم می مانم و تلاش می کنم. علاوه برآن، من تعهدات کاری دارم. پروژه هایی ازشهرداری را برعهده گرفته ام که باید آنها را تمام کنم.
14.آیا کارآفرین موفق دیگری را می شناسید که به ما معرفی کنید؟
درشهر کرمانشاه برادران مدلل هستند که به طور خانوادگی در این زمینه فعالیت دارند.