برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
موضوع: تکليف آخر/ مصاحبه با پيشکسوت حوزه آموزش
تهيه کننده: زهرا گليج
مدت زمان مصاحبه: 15 دقيقه
تاريخ: دي ماه 1388
مقدمه
ايشان سال ها در جايگاه مديريت ارشد سازماني در سازمان هاي مختلف حضور داشتند و در اين سمت ها عمدتاً به عنوان رئيس سازمان يا معاون آموزش سازمان بودند، همچنين سال ها مدرس آموزش کارآفريني بوده و از صاحب نظران عرصه کارآفريني نيز محسوب مي شوند. در کسب و کاري که من چندي است آغاز کردم ايشان به عنوان مشاور و خبره حوزه آموزش همواره مرا راهنمايي کردند.
متني که مي خوانيد مصاحبه نبوده بلکه تحليل و نگاه منتقدانه يک صاحب نظر به فعاليتي است که من در اين مدت آغاز کرده و انجام دادم. اين مصاحبه براي خود من آموزنده و بسيار ارزشمند بود اميدوارم براي دوستان نيز مفيد باشد. با انجام اين پرسش و پاسخ نقاط ضعف و قوت کار من پررنگ تر و مشخص تر گرديد. نکته اي که در اين مورد بايد به آن اشاره کنم اين است که طرح سوال و صحبت با ايشان براي من بسيار ارزنده بود و به نظرم دانستن اين موارد مي تواند براي ادامه کار به من بسيار کمک کننده باشد.
سوالات مصاحبه به ترتيب زير است:
1.قدم هاي اوليه شروع کار من را تشريح کردند.
ابتدا محصولات و حوزه کسب وکار خويش را به صورت کامل طراحي و تدوين کرد و به عنوان اولين قدم از چند همکار و افراد خبره براي همکاري و آغاز کسب و کار دعوت به همکاري کرد. سپس وقتي همزمان محصولات خود را جهت بازاريابي و دريافت نظرات جامعه هدف به چند مصرف کننده عرضه داشت. سپس زمان مناسب و خوبي را جهت جهت پي گيري کار اختصاص دادند.
2.روش هاي موثر قابل توجه در آغاز کار را اين چند مورد برشمردند.
-کاهش احتمال شکست و افزايش احتمال موفقيت از طريق جمع آوري اطلاعات،
-برنامه ريزي و مشاوره با افراد خبره،
-مشارکت دادن ديگران در روش انجام کار و منافع مربوطه،
-توجه به کيفيت و اخلاق حرفه اي به عنوان ارکان جدي در کسب و کار.
3.درباره نگراني ها و نقاط ضعف و قوت من در روند فعاليتم صحبت کردند و به آنها به صورت موردي اشاره داشتند.
با برنامه ريزي و اجراي گام به گام ايده ها و طرح هايش احتمال شکست و اشتباهات سنگين را به حداقل رسانده اما از وقوع شکست هاي کوچک و قابل جبران نگراني زيادي ندارد. آن را يکي از بخش هاي طبيعي کار تلقي مي کند. ايشان از اينکه همه سرمايه و اعتبار حرفه اي خود را در کسب و کار متمرکز کند هيشه نگران و مردد است و اغلب بدليل عدم امکان جبران ضررهاي حرفه اي و مالي سنگين، از سرمايه گذاري و تمرکز سنگين خوداري مي کند.
4.ناکامي هايي که در اين مدت مواجه شدم و راهکاري که با مشورت با دوستان يافتم را مورد توجه قرار دادند و به آن اشاره نمودند.
در برخي از طرحها و اقداماتش به همه اهداف طراحي شده دست نيافته است و يکي از دلايل اصلي اين کار را عدم توجه کافي به برنامه ريزي قبل از اجرا و بيش برآوردي در توان و و قت خود مي داند. ايشان از طريق سازمان دهي مجدد کارها و تدوين اهداف خود و قبول مشارکت ديگران در فعاليت ها توانسته طرح ها و ايده هاي خود را دنبال کند.
مصاحبه سارا ارزیده
باسلام وسپاس از همکاری شما
هدف از اين مصاحبه مستند سازي تجارب شما است و تاثيرآن در توسعه کارآفريني در جامعه خصوصا در ميان جوانان. مطالب عنوان شده به صورت بي نام مطرح مي شود و در صورت نياز به طرح عمومي در جامعه هماهنگي هاي لازم با شما به عمل خواهد آمد.پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما نهایت تشکر را دارم.
ارائه دهنده: سارا ارزیده
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی
دانشکده کارآفرینی- دانشگاه تهران
-نام و نام خانوادگي: ن.م.و
-نام کسب و کار: خدمات کشاورزي
-رزومه اي از فعاليت هاي صاحب کسب وکار:
•متولد سال 1350 /کارشناسي کشاورزي _ فارغ التحصيل 1371/ 12 سال متوالي عضو هيأت نمايندگان بازرگاني اهواز
•4 سال نمايندگي اتاق بازرگاني ايران (عضو کميسيون کارآفريني و بازار سرمايه (مسئول کميته کارآفريني)
•مدير عامل و مؤسس شرکت خدمات کشاورزي و مالي و کارخانه توليد کمپوست، عضويت در انجمن باغباني ايران
•4 سال تدريس کارآفريني در شرکتهاي خصوصي آموزشي
- سن: 38
-جنسيت: مرد
-وضعيت تاهل: مجرد
-آخرين مدرک تحصيلي: ليسانس
1.درباره کسب و کار...
- کسب و کار شما در کداميک از بخش هابوده است؟
توليدي -خدماتی
-نوع ساختار کسب و کارتان کداميک بوده است؟
انفرادي
-سال شروع کسب و کارتان:1375
-مدت تداوم موفق کسب و کارتان: تا کنون
-آيا اين شركت اولين كسب وكارتان بوده است؟ بلي
2.درباره خودتان قبل از اينکه کسب و کارتان را راه اندازي کنيد بگوييد.
-چه کسي را مي شناسيد که در زمان کودکي و نوجواني شما کسب و کاري آغاز کرده باشد؟ (پدر و مادرتان؟ نزديکان؟ دوستان؟) اين امر چه تاثيري بر شما داشته است؟
پدرم(در کارهای ساختمانی فعال بودند) / بسیار تعیین کننده بود.
-آيا شما الگوي نقش ديگري داشته ايد؟
پسر عمو
-آيا تحصيلات و تجربيات شما براي راه اندازي کسب و کار مفيد بوده است؟ در چه قسمتي؟
بله(تحصیلات : کشاورزی_گرایش زراعت)
-آيا شما در جواني تان کسب و کار داشته ايد؟
بله
-آيا شما هيچ تجربه فروش يا بازاريابي داشته ايد؟ تا چه اندازه وجود يا عدم وجود اين تجربه موثر بوده است؟
66 تا 70 فروش ابزار الکتریکی
-شما چه زماني، تحت چه شرايطي و از چه طريقي به کارآفريني علاقه مند شديد و اصول اصلي کارآفريني را آموختيد؟
از سال 77 با مطالعه کتابهای کارآفرینی و مطالعه در اینترنت(2 تا 3 سال بعد از شروع فعالیت )
3.لطفا شرح دهيد چگونه تصميم گرفتيد به جاي کار کردن با ديگران، از طريق راه اندازي کسب و کار براي خودتان شغل ايجاد کنيد؟
-چگونه فرصت را شناختيد؟
ابتدا به صورت تهیه درآمد و پس از تسهیل در کسب و کار، خدمات کشاورزی، وپس از آن تاسیس کارخانه تولیدی.
-اهداف شما چه بودند؟ نيازهاي شما چه بودند؟ چگونه اهداف و نيازهاي زندگي خود را با هم تلفيق کرديد؟
زندگی خوب و در آمد مناسب/ مازاد درآمد در بخش خدمات(خدمات مهندسی کشاورزی، فضای سبز، مشاوره ضدعفونی محصولات کشاورزی، طراحی زمین چمن) صرف توسعه و ایجاد بخش تولید(تولید کودهای شیمیایی).
-شما چگونه فرصت ها را با عناصر اصلي موفقيت ارزيابي کرديد؟ رقابت؟ بازار؟ آيا قصد داشتيد به شاخص هاي خاصي برسيد؟
فرصتها خود به شما علامت می دهند وبا دریافت این علائم و انجام خود به خود کارها مسیر حرکت می کند فقط باید بازار را شناخت، شکار فرصت بستگی به تجربه دارد.
-آيا شما شريکي داشتيد؟ نوع برنامه شما و برنامه ريزي مالي تان چگونه بود؟
خیر _ از درآمد حاصل از مرحله قبل برای سرمایه گذاری مراحل بعد استفاده کرده ام.
-آيا برنامه کسب و کار داشتيد؟ در مورد آن صحبت کنيد.
بله _ زیرا بدون برنامه هیچ مدیریتی نمی تواند انجام شود و باید بر اساس برنامه تدوین شده پیش رفت.
-از ايده اوليه تا روز شروع کسب و کار عملاً چقدر زمان برد؟ روزي چند ساعت براي اين کار وقت مي گذاشتيد؟
کسی که روی یک برنامه فعالیت می کند تمام روز مشغول است و کار از زندگی جدا نمیشود.
-چقدر سرمايه گذاشتيد؟ چقدر طول کشيد به نقطه سر به سر برسيد؟ اگر در آن زمان پول کافي نداشتيد چگونه هزينه هاي کسب و کار را تامين مي کرديد؟
(قرض،...)
-درباره فشارها و بحران هاي روزهاي اوليه کسب و کارتان صحبت کنيد.
سال 66 برای کسب و کار( فروش ابزار الکتریکی) : 800000 تومان
سال 77 شرکت خدمات کشاورزی : 2000000 تومان
سال 86 برای احداث کارخانه : 145000000 تومان
-چه کمک هاي بيروني دريافت کرديد؟ آيا مشاوران با تجربه اي داشتيد؟ شما چگونه شبکه اين افراد را توسعه داديد و اين کار چقدر زمان برد؟
خانواده به خصوص پدرم راهنمای بزرگی هستند(پدرم 30 سال تجربه تولید دارند ).
-چگونه مشاوران بيروني تغييراتي در شرکت شما ايجاد کردند؟
مشاورنداشتم(نمایندهبازرگانی بودن وداخل جریان جلسات بودن (= تبادل افکار)/ ماهانه جلسات 4 ساعته از سال75 (که عضونمایندگان اتاق بازرگانی اهواز بودم) تا کنون.
-وضعيت خانواده شما در آن زمان چگونه بود؟
شرایط خوبی داشتند، حتی بهتر از امروز بودند.
-نقاط قوت و ضعف کسب و کار شما چه بود؟
برای هر کاری باید برنامه ریزی داشت/در ایران آینده بابحرانها و محدودیتهایی که ایجاد می شودهمراه است(مثلا در خصوص کسب و کار الکتریکی: نرخ دلار در سال 67 از 100 تومان ناگهان به 70 تومان کاهش یافت و 400000 تومان متضرر شدم/یا امروز به علت کمبود در کشور(صدور علوفه)تعرفه بندی می شود /کالای ویترینی فروشگاه 75% کاهش ارزش پیدا کرددر نتیجه 75%ضرر در پی داشت / در شرایط کشت بحرانها بیشتر است).
-موفق ترين لحظه و بدترين لحظه شما چه بود؟
بازار همیشه بالا و پایین دارد(کار خدمات مهندسی در یک روز ممکن است 10000000 سود داشته باشد)ولی کار تولیدی همیشه دارای رقابت است و به نوع کالای بازار وابسته است.
-دوست داشتيد شريک داشته باشيد يا به تنهايي کار کنيد؟ چرا؟
هیچگاه به داشتن شریک فکر نکرده ام،تنها در مقاطع خاص شریک سرمایه گذار برای همان پروژه تا پایان همان پروژه داشته ام/ ولی به شریک جهت تقسیم سهم اعتقادی ندارم.
4.هنگامي که کسب و کارتان رشد کرد...
-بزرگترين مشکلات شما وقتي که سريع رشد مي کرديد چه بودند؟
در ایران نمی شه سریع رشد کرد.
-وقتي به دنبال شرکا يا مشاوران مي گشتيد رفتار يا مشخصه خاصي را جستجو مي کرديد (براي اينکه تکميل کننده شما باشند و سبب موفقيت شما)؟ چگونه آنها را پيدا کرديد؟
اعتقادی به داشتن شریک ندارم/ بابت مشاوره پول پرداخته ام.
-آیا در اين مرحله کارها قابل پيش بيني تر مي شدند يا خير؟ چرا؟
خودم مطالعه می کنم و ازابعاد مختلف به قضایا نگاه می کنم (تجربه نوشتن طرحهای توجیهی _ اقتصادی را دارم).
-شما در اين مرحله نسبت به سالهاي اوليه کسب و کار، زمان بيشتر، کمتر يا همان اندازه صرف مي کرديد؟
پس از چند سال که از شروع کسب و کار میگذره نیازی به فعالیت به اندازه اول ندارد(سالهای اولبه طور متوسط 6 ساعت خواب داشتم ،الان بیشتر استراحت می کنم).
-آیا در اين مرحله شما احساس مديريتي بيشتر و کارآفريني کمتري داريد؟
چنانچه کارآفرینی نکنم به معنای عدم فعالیت است. مدیریت را به دیگران می سپارم و خودم کارهای جدید را آغاز می کنم.
-آيا برنامه داريد کسب و کار خود را در همين اندازه نگه داريد يا توسعه دهيد؟
همیشه توسعه و رشد به من کمک کرده و توسعه هدف اول من است.
-در دنياي ايده آل، دوست داريد چند روز در سال کار کنيد؟ شرح دهيد.
اگر ساعات کاری روزانه را از 8 ساعت به 16 ساعت می رساندند من خوشحال می شدم.
-آيا برنامه اي براي بازنشستگي داريد؟ شرح دهيد.
شاید بتوان گفت استراحت بعد از هر کاری لازم است برای تجدید قوا و شروع دوباره. به بازنشستگی فکر نکرده ام بلکه به کار در خارج از کشور فکر کرده ام.
-آيا اهداف شما تغيير کرده اند؟ آيا به اهدافتان رسيده ايد؟
همیشه اهداف جدیدی تعریف می کنم و برای رسیدن به اهداف جدید باید تلاش کرد.به خیلی از آنها رسیده ام و به خیلی نرسیده ام.(مثلا:ثبت اختراع از بین بردن آفات از طریق الکترو مغناطیس که برای انجام آن مجبور به مطالعه الکترونیک و ... ونیز دیدگاههای الکترونیک سایر کشورها و ... شدم).
-آيا وضعيت خانوادگي شما تغيير کرده است؟
برای اولین بار پشتوانه بود و بعد ضررهای مالی که پیش آمد همواره نمیتوانند کمک کنند(استخدام ضرر نداردکه یهو همه چیز را از دست بدهی ولی بازار ایران وجهان به علت بحرانها ممکن است باعث شود ناگهان همه چیز را از دست بدهی).
-از موفقيت ها و شکست هاي خود چه آموخته ايد؟
موفقیتها: باید با جریان حرکت کرد و نباید خود را در حصار دید، شکستها: هم نوعی موفقیت است و باید از آنها درس گرفت.
-مهمترين تضاد يا توازن نقش که شما در مقابل خود داشتيد چه بود؟
کسب و کار در مقابل سرگرمي هاي شخصي، خانواده، فرزندان،...
قبل از آن حمایت خانواده را داشتم وتضادی نبوده.
5.سوالات جمع بندي
-به نظر شما مهمترين سرمايه شما چه بود؟ (آنچه که شما را قادر به اين کار کرد)؟
مجموعه ای باید باشد تا کارکارآفرین درست شود(سیستم قانونی و حمایت خانواده و پشتکار و اثرات تحریم جهانی و نبود چالشها برای شرکتهایی که با ایران کار می کنند و ...).
-اگر مجبور باشيد دوباره کارتان را از سر بگيريد اين کار را مي کنيد؟ به همين شکل؟
نمی دانم،بستگی دارد داخل چه جریانی قرار بگیرم (ولی هیچ وقت حقوق بگیر نخواهم شد(استخدام نمی شوم)).
-اگر به عقب برگرديد به نظرتان به چه مفاهيم، مهارتها، ويژگي ها و دانشي نياز داريد تا کسب و کارتان را شروع کنيد و توسعه دهيد؟ به چه مواردي براي 5 سال آينده نياز داريد؟ تا چه حد اين موارد آموختني هستند؟
مهارتهای کارشناسی (گرایش زراعت بودم ولی نمره های باغبانی ام بیشتر بود)/بستگی به شرایط ایران دارد اول مطالعه بحث و باید business بلد باشد /دید business و مهارتهای فنی لازم است.
-برخي افراد معتقدند کارآفرين بودن بسيار پراسترس است، تجربه شما چگونه بوده است؟ به نظر شما کارآفريني با شغل هايي مثل رئيس يک شرکت بزرگ بودن يا شريک يک شرکت بزرگ، وکيل يا حسابدار بودن قابل مقايسه است؟
ایجاد نمایندگی استرس ندارد/کار جدیدی که هنوز به بازار عرضه نشده و شناخته نشده(پیشاهنگان) هم استرس ندارد/کار جدیدی که وجود دارد و شناخته شده برای ورود به بازار همیشه با استرس همراه است/کارآفرین بودندر ایران یک چیز است و در خارج چیز دیگری است(در ایران رئیس بودن روابط می خواهدو قابل مقایسه با کارآفرینی نیست).
-به نظر شما چه چيزي کارآفرين را از نظر شخصي ارضا مي کند؟ پاداش ها، ريسک ها، مراودات آن چيست؟
موفقیت در آنچه برنامه ریزی می کند.البته هیچ کارآفرینی بدون مراودات به پیروزی نمی رسد.
-به نظر شما چه فردي بايد کارآفرين شود و چه کسي نبايد دست به اين کار بزند؟
همه افراد اگر پشتکار بیشتری داشته باشند و خسته نشوند می توانند کارآفرین باشند.
-شما چه پيشنهادي براي کسي که مشتاق کارآفرين شدن است، داريد؟ مي توانيد 3 مورد از مهمترين درس هايي را که آموختيد بيان کنيد؟
مطالعه در زمینه کاری
مدیریت نیروی کار
مدیریت سرمایه
هر فرد مشتاقی می تواند کارآفرینی کند
پرسشنامه نوآوري كارآفرين
6.هريك از جملات را به دقت مطالعه كنيد، سپس يكي از پاسخهاي «موافق» يا «مخالف» را كه به بهترين وجه، رفتار و احساسات شما را تشريح ميكند علامت بزنيد. سعي كنيد با توجه به اولين عكس¬العمل خود علامت بزنيد.
-والدينم مرا تشويق مي كردند كه نسبت به كشف موضوعات جديد علاقه نشان دهم.
موافق
-حداقل يكي از اقوام من يك كارآفرين است.
مخالف
-در طول دوران تحصيلي ام، من تعداد زيادي مشاغل نيمه وقت داشته ام.
موافق
-يك يا هردو والدين من داراي نظرات غير معمول هستند.
مخالف
-اگر من در يك شهر غريبه بدون هيچگونه دوست يا پولي محصور شوم، نسبتاً به خوبي مي توانم اين وضعيت را تحمل كنم.
مخالف
-من بيش از افراد ديگر در مورد چيزهاي اطرافم كنجكاو هستم.
موافق
-من از فعاليتهاي تجاري اي لذت مي برم كه مرتباً به روشها و امكانات جديدي نيازمند باشند.
موافق
-من هميشه خواهان حل مشكلات چالش آور هستم.
موافق
-من نمي توانم در محل كار خود، متحمل فشار زيادي باشم.
مخالف
-من توانايي كاركردن در زمانهاي طولاني را دارم- حتي در بسياري از اوقات تا زمان از حال رفتن.
موافق
-زمانيكه با يك مشكل مواجه مي شوم، معمولاً مجموعه وسيعي از راه حلها را بررسي مي كنم.
موافق
-در بسياري از اوقات، هنگام انجام يك پروژه در فكر پروژه بعدي هستم.
موافق
-قبل از تقبل يك پروژه مهم، هرآنچه كه مي توانم در مورد آن ياد مي گیرم.
موافق
-زماني كه با يك مشكل بزرگ مواجه مي شوم، از راه حلهايي استفاده مي كنم كه كمتر ممكن است به فكر ديگران رسوخ كند.
مخالف
-زماني كه يك فعاليت تجاري جديد را متقبل مي شوم، براي به موفقيت رسانيدن آن مصمم هستم.
موافق
-من بيش از ديگران نسبت به انجام پروژه سخت كوشي نشان مي دهم.
موافق
-من امكان ندارد درهيچ زماني راجع به نظراتي كه راه به هيچ جايي نمي برد هیجان زده شوم.
موافق
-زماني كه با گروهي از افراد هم انديشي مي كنم با سرعت بيشتري نظرات متعددتري را در قياس با ديگران ارائه مي نمايم.
مخالف
-در مقايسه با ديگران، از علايق و اطّلاعات بيشتري برخوردارم.
موافق
-زماني كه مهره هاي من رو به زوال مي گذراند، در مقايسه با ديگران از خود بردباري بيشتري نشان مي دهم.
موافق
-من نيازمند تعاملات اجتماعي بوده و بسيار به برقراري ارتباط با ديگران علاقه مند هستم.
موافق
-من به خودم به عنوان يك فرد متخصص نه عاميانه مي نگرم.
موافق
-زمانيكه اطّلاعات را ارزيابي مي كنم، به اين اصل معقتدم كه منبع اطّلاعات بيش از محتوي اطّلاعات داراي ارزش است.
مخالف
-من به راحتي به واسطه موارد گوناگون و غيرقابل پيش بيني مورد اذيت و آزار قرار مي گيرم.
مخالف
-من به راحتي مي توانم از منافع آني يا راحتي آتي در جهت دستيابي به اهداف بلند مدت صرفنظر كنم.
مخالف
-چيزهايي كه براي ديگران خيلي واضح و مشهود است، براي من اينگونه نیست.
موافق
-من از اينكه نمي توانم به طور آني به يك تصميم برسم ناراحت مي شوم.
بسياري از اوقات
-ايده هايم آنچنان، شب هنگام، درمغزم در حركتند كه به من اجازه خوابيدن نمي دهند.
بعضاً
-من به خاطر كنجكاوي يا ماجراجويي زياد با مشكل مواجه مي شوم.
بسیاری از اوقات
-من مي توانم ديگران را به نفع نظرات خودم مغلوب كنم.
بسياري از اوقات
-من بيش از ديگران مي توانم شكست و ناكامي را تحمل كنم.
به ندرت
-من در حلّ مشكلات، به ذهن و اداراكات خود متكي هستم.
بسياري از اوقات
-يك روش منطقي قدم به قدم بهترين راه حل براي مشكلات است.
بعضاً
-من به راحتي مي توانم ديگران، در مواردي كه دچار ترديد مي شوند، آرامش بخشم.
بسياري از اوقات
6.صفات برجسته شما چیست؟
متقاعد كننده- داراي اعتمادبه نفس- احترام گذار- متعهد-نوآور - دارای پشتكار- جوينده-ملاحظه كار- اجتماعي - متواضع- انعطاف پذیر
ارزیابی تست نوآوری
124 - 77 : (امتیاز حاصل: 109)
طبق امتیازی که ایشان کسب نموده اند داراي وضعيتي نسبتاً نوآور است. ایشان دارای عوامل پیش زمینه ای شامل دارا بودن الگوی نقش(پدر ایشان سابقه 30 سال تولید موفق داشته اند) ونیز سرمایه مناسب جهت شروع به کار داشته اند. همچنين به نتايج موفقيت آميز تلاش هاي كارآفرينانه زمان حال و آينده خود ايمان دارد.اگر چه كارآفريناني كه از نوآوري قوي تري برخوردارند ممكن است در مجموعه متنوعي از سازمانها موفق شوند، ولي كارآفريناني كه از مهارتهاي بازاريابي، مذاكره، امور مالي و روابط انساني برخوردارند، مي توانند از بعضي از آنها سبقت گيرند، در نتيجه اگر چه لازم است ایشان خود را در راستاي نوآوري غني كند ولي تواناييهاي وی در ديگر ابعاد به او در كسب موفقيت كمك خواهند نمود.