برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره بشوید؟
همیشه در رویای طراحی لباس و دوخت و دوز آن بودم.
2. چه چیزی باعث شد کارآفرین بشوید؟
من در فضای هنری کار کرده و فعال بوده ام. دوخت سنتی در صنایع دستی را فراگفته و از آن طریق یک کارآفرین شده ام. سپس به دنبال تحصیلات عالی در زمینه طراحی لباس بودم و هدفم هم این بود که دوخت و دوز لباسهای سنتی قزاقستان را دوباره احیاء کنم، لباس هایی که می توانند از سوی مردم مورد تقاضا قرار گیرند. فضای هنر را مورد جستجو و بررسی قرار دادم و مهارتهای لازمه را کسب کردم. به همین دلیل است که حالا می توانم بگویم که کارآفرینی راه مناسبی برای آینده ام است.
3. پیش از اینکه کارآفرین شوید زندگیتان چگونه بود؟
در دانشگاه تدریس می کردم.
4. یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
در حال حاضر نمی توانم بگویم یک روز عادی ساعت به ساعت چطور برایم می گذرد برای اینکه برنامه های مختلفی دارم. در حال حاضر با پسر 10 ماهه ام سرگرم هستم و بیشتر وقتم به او اختصاص دارد.
5. چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
قبل از اینکه پسرم به دنیا بیاد، برای کسب نام و شهرت برای شرکتم کار می کردم، الان می تونم بگم که این نام شرکتم است که برای آن کار می کند. مردم در جستجوی محصولاتی هستند که نام شرکت ما بر روی آنها به چشم می خورد. با ما تماس می گیرند و سفارش محصول می دهند.
6. برای استراحتتان چه کار می کنید؟
من و کارمندانم معمولاً موقع ناهار استراحت می کنیم و حتی زمانهایی هم در طول کار هست که می توانیم کمی استراحت کنیم؛ معمولاً به موسیقی گوش می کنیم، مجلات لباس و مد را می خوانیم و در مورد آنها و مارک های جدید صحبت می کنیم. این کار برامون هم جالبه چون در واقع بخشی از کار هم محسوب می شه و هم نوعی استراحت.
7. چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
مطمئناً نتیجه پایانی کار برام خیلی لذت بخش است. من از اینکه به لباس های زیبا که محصول شرکت من است نگاه کنم، لذت می برم. همینطور از دیدن چهره های شاد مشتریان که از کیفیت محصول و قیمت آن ابراز رضایت می کنند هم لذت می برم.
8. چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده ای که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارت باشد؟
فکر می کنم که کار شرکت باید برای کارمندان جالب باشد، و برای دستیابی به آن باید کار را به شیوه جالبی عرضه کرد. من خیلی زحمت کشیدم تا کارکنانم به من نه تنها به چشم مدیر بلکه به چشم یک فرد خلاق نگاه کنند، کسی که آنها می توانند از او یاد بگیرند. برای اینکه بتوانم دانشم را به آنها انتقال بدهم بطور مداوم در حال جستجو و تحقیق هستم، به دنبال تکنولوژیهای جدید، تزیینات قدیمی و غیره هستم.
9. چه ویژگی های شخصیتی شما باعث پیشرفت در کارتان شده است؟
این یک ضرب المثل در قزاقستان است که می گوید: «به همان اندازه ای که می دانی، به همان اندازه هم باید دانشت در دسترس دیگران باشد». همیشه آماده هستم که کارمندان، همکاران، و هر کسی که تمایل دارد را نصیحت کنم. خیلی سعی کرده ام که به مردم بیاموزم که از تقاضا کردن، گوش کردن و عمل کردن به نصیحت دیگران واهمه نداشته باشند و همیشه از آن استقبال کنند. به نظرم، دسترس بودن من در ارتباط با دیگران در کار و کسب و کارم خیلی کمک کرده است.
10.وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
به نظرم آن نصیحت می تونست چیزی شبیه این باشد که «از هیچ چیز نترس!». مطمئناً همه ی این مشکلات نمی توانند به خودی خود حل شوند، شما باید برای آنها برنامه ریزی کنید، روی کیفیت کالا کار کنید، در برابر مردم گوشی شنوا و آغوشی گشاده داشته باشید، برای یک بازار کار کنید و روانشناسی مشتری را بدانید. مهمترین چیز همان است که ابتدا گفتم—از چیزی نهراسید.