برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
1.وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
از بچگی تدریس رو دوست داشتم. از 13سالگی تدریس خصوصی زبان انگلیسی و ریاضی می کردم.
2.چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
گرفتن دیپلمم همزمان شد با انقلاب فرهنگی و بعد هم جنگ...5-4 سال پیش به فکر باز کردن مهد کودک یا آموزشگاه زبان افتادم ولی موانع زیادی سر راهم قرار گرفت و باعث شد که منصرف بشم. 2 سال پیش به پیشنهاد دخترهام و تجربه ای که در زمینه خیاطی داشتم تصمیم گرفتم که یه مزون عروس باز کنم.
3.الگوی شما از اینکه خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
دختر خاله پدرم توی این کار بودند، در نتیجه خیلی تشویق و راهنماییم کردند.
4.کمی در مورد کسب و کار فعلیتان توضیح دهید.
به دلیل اینکه شوهرم شغلش رو از دست داده بود سرمایه چندانی برای شروع کار نداشتیم، اول مغازه ارزون گرفتیم و با تعداد لباسهای کم شروع کردیم، هنوز بعد از حدود 2 سال سود چندانی نداریم چون هر چی سود می کنیم به همان اندازه مخارج افزایش می یابد، مثلاً جای مغازه رو بهتر کردیم، تنوع کار رو بیشتر کردیم، وسایل کار بهتری تهیه کردیم. حتی مجبور شدیم وام بگیریم و از سود مغازه قسطهای وام رو می دیم. ولی خدا رو شکر که مشتریای نسبتاً زیادی داریم . اول با 7-6 دست لباس عروس و چند تا لباس شب شروع کردیم ولی الآن بین 25 تا 30 دست لباس عروس و تعداد زیادی لباس شب داریم. تزیین روی لباس و تغییر سایز لباس رو هم خودمون انجام می دیم.
5.زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
همیشه دلم می خواست که از قابلیتهایم استفاده کنم و فقط به عنوان یه مادر تماو وقت به حساب نیام، به همین دلیل همیشه رویای رسیدن به یه همچین روزی رو توی سرم می پروراندم. الآن صبح ها هر روز با انگیزه از خواب بیدار می شم و شب با خستگی زیاد ولی دلچسب که با احساس مفید بودن همراهه به رختخواب می رم.
6.یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
صبح ساعت 9 از خونه بیرون می رم تا 1 بعد از ظهر، دوباره از 5 می رم تا 9 شب.
7.چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
چون از اول شاغل نبودم برنامه ریزیش برام سخت بود ولی الآن بهتر شده، در فاصله ای که بعد از ظهر برمی گردم خونه به آشپزی و کارهای خونه می رسم یا بعضی وقتها صبح زود و آخر شبها به این کارها می رسم و بعد ازظهر کمی استراحت می کنم.
8.برای استراحتتان چه کار می کنید؟
وقتم رو با خانوادم می گذرونم.
9.چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
اینکه تمام وقت با آدمهای خوشحال سروکار دارم و توی شادیشون شریک می شم .
10.تا حالا شکست خوردهاید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کردهاید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
اسمش رو به اون شکل نمی شه شکست گذاشت، شاید بهتر باشه بگیم تجربه!
کاری که از اول توی ذهنم بوده و فکر می کنم یه روزی انجامش می دم دادن خدمات به عروس هاست، منظورم از ابتدا تا انتهای مراسمه، از آرایشگاه تا برگزاری مراسم و اینها.
11.چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
وابستگی به خانوادم و مهمتر از اون علاقه ام به اینکه بتونم توی کشور خودم کاری رو که دوست دارم انجام بدم. (البته از نظر خانواده هیچوقت موقعیت از ایران رفتن رو هم نداشتم).
12.چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
از دید خودم هنوز راه زیادی تا موفقیت پیش رو دارم، ولی در مجموع همت و پشتکار و انگیزه رو عامل اصلی می دونم که البته خلاقیت هم شرطه.
13.وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
تلاش کن، صبر داشته باش و مایوس نشو!
14.آیا کارآفرین موفق دیگری را می شناسید که به ما معرفی کنید؟
نه به اون شکل، متأسفم.
تبریک به دوست و دختر خاله عزیزم خانم مژده صابونی،کار آفرین موفق
با سلامی گرم ،آرزو میکنم همیشه همینطور پر تلاش و با انگیزه به اهدافت دست پیدا کنی.همیشه شاهد صبر و درایت ومصمم بودنت بودم واز این نظر همیشه برایم قابل تقدیر بوده ای .همیشه به داشتن دوست و دختر خاله ای مثل تو افتخار میکنم.همواره سلامت و سربلند باشی.