برای ثبتنام در کلاس زیر روی لینک آن کلیک کنید و فرم اقدام برای ثبتنام را تکمیل کنید:
1.وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره بشوید؟
تا الان هم جواب این سوال را نمی دونم. این سوالی است که هر روز از خودم می پرسم.
2.چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
زندگی و اتفاقها. من یک مهندس تولید هستم، اما به این دلیل که در این حوزه چند سالی است که فعالیت نداشته ام، مهارتم کم شده است. علاقه من به کارکردن موجب شد که کافه-کتابفروشی (پُل هنر) را راه بیندازم. ابتدا مکان آن در نظر گرفتم، آنجا را دیدم و بعد هم به این نتیجه رسیدم که می خواهم یک کافه-کتابفروشی داشته باشم. در آن زمان این یه کار غیر معمول بود، تازه باید همزمان دو کار را در کنار هم می گرداندم؛ یکی کتابفروشی و دیگری هم کافه. خیلی از آدمهای دور و برم امید چندانی به موفقیت من نداشتند، اما این کار گرفت و الان هم می بینید که اینجا هستیم. در زمان افتتاح اینجا هیچ کافه یا رستوارنی نبود که فضای داخلیش اینطوری طراحی شده و پر از نور هم باشد. ما می خواستیم یه فضای مناسب برای استراحت و تمدد اعصاب برای مشتریان کافه فراهم کنیم. یکی از ایده ها که به ذهنم رسید این بود که فضایی مخصوص خانم های مجرد فراهم کنیم که می خواهند تنها بیرون بروند و مثلاً در یک رستوران شام بخورند که این کار از نظر فرهنگی هم برایشان مشکل ساز نباشه. هر رستورانی برای کسب درآمد و منفعت کار می کنه، اما از همون روز اول ما هرگز در کار مشتریان رستوران اصلاً دخالت نکردیم. پیشخدمت ها حتی برای برداشتن ظروف روی میز هم مزاحم مشتریان نمی شوند. من همچنین یک چیز را یاد گرفته ام که پیشخدمت با تجربه استخدام نکنم. همه ی پیشخدمت های من دانش آموزان و دانشجویان بدون تجربه هستند.
3.زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
خیلی خوب
4.یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
هر روز یک روز هیجان انگیز و جالب برای من است. مثل هر کار دیگری بستگی به خودتون داره یعنی شما می تونید یا خسته و کسل باشید، یا اینکه اصلاً در حال و هوای محیط کارتون نباشید. من خودم یکنواختی و بی کاری رو دوست ندارم و سرم را با کارهای مختلف گرم می کنم. اولین کاری رو که هرروز انجام می دهم سلام و احوالپرسی با همه کارکنان کافه-کتابفروشی و گپ و کفتگویی با اونهاست. در طول چند سال گذشته یاد گرفتم که هر کدوم از اونها چه روحیات و خصوصیاتی دارند، بنابراین تقریباً می تونم حدس بزنم چه مشکل هم می تونند داشته باشند. خیلی هم اهل این هستم که به این و آن مسوولیت انجام کارها را واگذار کنم. قبلاً خیلی به جزییات وارد می شدم و در مورد آن ها وسواس داشتم، ولی الان دیگه اینطور نیستم. خیلی از آدمها مدیر من را می شناسند و لی من را که رییس او باشم نه، و این مرا خوشحال می کند. به نظر من مهمترین چیز نظم دادن و برنامه ریزی برای کارکنان است.
5. چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
با لذت و انبساط خاطر.
6.برای استراحتتان چه کار می کنید؟
زندگی می کنم. مهتمرین چیز نگاه شما به زندگی است. من کار می کنم که زندگی کنم و آنقدر هم کار می کنم که هر چه می خواهم را بتوانم تأمین کنم. یک چیز هم واضح است که هر چه بیشتر کاری کنی و برای آن وقت بگذاری، درآمد بیشتری هم خواهی داشت ولی در این شرایط به خاطر پول بیشتر ممکن است از زندگی عقب بیفتی. من از اینکه مراسم مختلف را برای مردم در مناطق روستایی ترتیب بدهم خوشحال می شوم. امسال در حال برنامه ریزی برای یک کارناوال بزرگ در منطقه دلیجان هستیم. هر سال ما به روستاهای مرزی ارمنستان می رویم و ترتیب نمایشگاههای کتاب با هدف کمک به مردم در آن مناطق را می دهیم. امسال هم چنین برنامه ای را برای ایروان دشت در نظر گرفته ایم. این در واقع مسوولیت اجتماعی ما به عنوان صاحب کسب و کاری موفق است که بخشی از آنچه را که تولید می کنیم، یا بخشی از خدماتمان را به جامعه ببخشیم.
7.چه بخشی از کارت بیشتر برایت لذت بخش است؟
لذت و رضایت با هم تفاوت دارند. لذت بعد از رضایت می آید. لذت موجود در کار من چند وظیفه بودن و تنوع آن است.
8.تا حالا شکست خوردی؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده ای که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارت باشد؟
محتاط بودن از جزییات و دیدن محیط از یک زاویه ای بزرگتر ریشه می گیرد. همیشه باید خلاق بود. خلاقیت اگر به موفقیت ختم شود لذت را به ارمغان می آورد. کافه-کتابفروشی «پُل هنر» همیشه سعی کرده که در دو زمینه کاری کافه و کتابفروشی خلاقیت داشته باشه. معمولاً، عمر کسب و کارها، مخوصاً رستورانها 3 تا 5 سال است. به زودی در ارمنستان ما هم به آن مرحله خواهیم رسید که بتوانیم کسب و کارهای مختلف را خرید و فروش کنیم. در جزییات دقیق شدن عمر طولانی تری به یه کسب و کار می بخشد. الان حدود 9 سال است که در بازار مشغول به کار و فعال هستیم. قیمت های بازار اخیراً افزایش یافته ولی ما تغییری نه در کمیت محصولمان داده ایم نه در قیمت آن. در طول 9 سال گذشته هم فقط 2 بار قیمت ها را افزایش داده ایم. دوره بحران مالی درس های زیادی به ما داد و در طول این دوره بود که ما توانستیم شعبه جدیدمان را در دلیجان افتتاح کردیم. شما هیچ گاه تبلیغات کافه-کتابفروشی (پُل هنر) را جایی نمی بینید و من اجازه مصاحبه در اینجا را هم به کسی نمی دهم. کافه من یک مکان دوست داشتنی و راحت برای خیلی از مشتریان است. مطمئنم که آنها هم نمی خواهند که خلوتشان در اینجا از طریق تلویزیون برای بقیه مردم نمایش داده شود. برای مصاحبه یا عکاسی من اول باید با همه مشتریان صحبت کنم و رضایت آنها را جلب کنم. البته ما به تبلیغات احتیاج داریم، اما اینجا مکانی است که شما بهتر است خود را بیابید و آن را در این مکان دوست بدارید بدون حضور هر گونه تبلیغاتی.
9.چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
اطمینان و اعتماد به هوش و غریزه تربیت یافته ام.
10.وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
نمی دانم، برای اینکه در آن زمان فقط نصیحت های خشک و جدی گرفتم. من در مورد قوانین و مالیات و غیره چیز زیادی نمی دانم. در آن زمان من یک حسابدار خبره را ملاقات کردم که به من گفت "من کارهای حسابداری را انجام خواهم داد، ولی تو باید همیشه یک قدم از من جلوتر باشی. به زودی مردم از اسم "هنر" یا "پُل" برای نامگذاری شرکت هایشان استفاده خواهند کرد". حرفهای او درست بود. در کمتر از دو ماه مردم شروع به کپی برداری از اسم ما برای کسب و کارهای مختلف کردند، ولی آنها در بازار ماندگار نشدند. نصیحت خوب می تونست تشویق من به ایجاد ارتباط خوب با کارکنانم باشه، اما من فکر می کنم باز هم به آن گوش نمی کردم و کاری را می کردم که فکر می کنم درست است که الان دارم انجام می دم.