وبلاگ

گلی به دروازه خودی

نارنج
نارنج:

بعضی وقت ها مدافع نداشتن بهتر از دفاع نصفه نیمه است. حداقل وقتی مدافع نداری می توانی برای گل نخوردن روی ضعف تیم حریف حساب کنی. ولی مدافع گیج که داری باید نگران گل خودی هم باشی.

چندی پیش خانم فردوسی که مطمئنم نیت خیر دارند مطلبی برای خبر آنلاین نوشته اند تحت عنوان «چرا افسردگی در میان زنان، به خصوص زنان کارمند، بیشتر است؟»
من بحث آماری با ایشان ندارم ولی مقاله ای که نوشته اند را چند بار زیر و رو کردم تا بلکه جوابی برای سوالی که خودشان مطرح کرده اند پیدا کنم. خیلی موفق نبودم، در عوض سوالهایی برای خودم پیش آمد.

۱.«وقتی در جامعه زن باید دوشادوش مرد برای تأمین مایحتاج زندگی و ازدواج و اشتغال کار کند و فشار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روحی و روانی شوهر و فرزندان را در جامعه تحمل کند، چون زن حساس تر و عاطفی تر است بیشتر در معرض افسردگی قرار دارد.»
اینکه زنان فشارهای خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زیادی را متحمل می شوند بر کسی پوشیده نیست. اما...
نکته اول: پیش فرض این است که زنان فقط به دلایل مالی کار می کنند و لذتی از آن نمی برند. این پیش فرض بارها تکرار خواهد شد.
نکته دوم: روانشناسان و روانپزشکان سالها روی دلیل شیوع نامتعادل افسردگی میان زنان و مردان مطالعه کرده اند. دانشمندان معتقدند که به غیر از استرس های ناشی از تبعیض های جنسیتی در خانواده و جامعه ( که موجب کمبود عزت نفس هم می شوند)، هورمون ها هم نقش به سزایی در بالا بردن استعداد افسردگی در زنان می شوند. از خانم دکتر فردوسی به عنوان عضوی از جامعه علمی ایران انتظار نمی رود که با ادبیات کوچه بازار، افسردگی زنان را گردن احساساتی بودنشان بیاندازند.

۲.«در برخی استان های کشور به دلیل رفتارهای بد خانواده و سنتی برخورد کردن با زنان، میزان افسردگی بیشتر است . لذا، وقتی زن باید با حداقل درآمد شوهر مدیریت خانه را به نحو احسن انجام دهد و هرگونه رفتاری را از سوی شوهر و یا فرزندان و اطرافیان را تحمل کند و سنگ صبور همه باشد، در مقابل، کسی به حرف او گوش ندهد، معلوم است که افسردگی در بین این قشر بیشتر می شود.»
این جا که صحبت از شیوع افسردگی در میان زنان خانه دار است.


۳. «در مطالعات انجام شده ۲۳ درصد از زنان کارمند دچار افسردگی می شوند. در حالیکه این رقم برای زنان طبقه متوسط فقط ۶ درصد است. در صورتی که زنان شاغل به علت گذراندن زندگی سرشار از فشار در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند.»

این آخر چه مقایسه ایست؟ زنان کارمند و زنان طبقه متوسط دو گروه کاملا مجزا و قابل مقایسه اند؟ یعنی زنان طبقه متوسط کار نمی کنند؟ بنا بر همان پیش فرض، لابد احتیاج مالی ندارند. یا اینکه هر زنی که کار می کند خود به خود از طبقه متوسط خارج می شود؟ تا این سوالها پاسخ داده نشود، مقایسه ی انجام شده مانند این است که بگوییم حجم این ظرف ۲ لیتر است اما هوای گرگان ۱۷ درجه است!

۴. «رقم افسردگی در میان زنان خانه دار رو به افزایش است. احساس تنهایی ، ترک خانه توسط فرزندان، کار بدون دستمزد، فقر اقتصادی ، بها ندادن به ارزش اقتصادی و اجتماعی در جامعه، قدرناشناسی نسبت به تلاش زنان خانه دار، خشونت، نداشتن مشارکت اجتماعی، کمبود مراکز تفریحی، بالا بودن هزینه‌ها جهت تفریح و پرکردن اوقات فراغت از جمله علل بروز افسردگی در میان زنان خانه‌دار است.»
بلاخره معلوم نشد که افسردگی در میان کدام قشر بیشتر است؟

۵. «طبق یافته های پژوهش این نوع سوء رفتار با عوامل مالی و پایگاه اقتصادی افراد رابطه مستقیم دارد. زنان خانه دار یا مشغول به کارهای کم درآمد در مقابل خشونت خانگی آسیب پذیرتر هستند ودر زمره قربانیان خاموش خشونت خانگی محسوب می شوند.»
این ها همه صحیح. پس زنان کارمند متعلق به طبقه متوسط (که ظاهرا موجوداتی تخیلی هستند!) از گزند خشونت های خانگی در امان هستند یا حداقل از خود دفاع می کنند. حالا چرا تیتر مطلب باید این باشد که زنان کارمند افسرده ترند، خدا داند.

با این همه می توانم حدس بزنم که خانم دکتر فردوسی از سر دلسوزی خواسته اند که عوامل اجتماعی و فرهنگی افسردگی در زنان را معرفی کنند. من فقط از نوشتارشان متعجبم. تیتر مطلب از افسردگی زنان کارمند می گوید و متنش از افسردگی زنان خانه دار و طبقه کم درآمد. آیا این شیوه ارائه اطلاعات به جایگاه زنان شاغل کمک می کند؟
من تصور می کنم که اگر کسی بدون دقت این مقاله را بخواند، نتیجه گیری می کند که به خاطر عوامل اقتصادی زنان مجبور به کار شده اند و اشتغال آنها موجب افسردگی شان شده است. پیام نهایی هم این است که زنان اگر نیاز مالی ندارند کار نکنند تا روحیه حساسشان آسیب نبیند!!!

شاید هم اشتباه می کنم...

متن کامل مقاله هم اینجاست. شما هم موشکافی کنید و ببینید به چه نتیجه ای می رسید.

نظرات

سما
سما:

سلام
مطلب تحلیل جالبی بود .ممنونم
اتفاقا بنظر من اشتغال زنان اگر با برنامه ریزی باشه خیلی میتونه مفید باشه و از خیلی از بیماریهای روحی و روانی هم جلوگیری می کنه .ولی در مورد گل خودی بعضی وقتها بعضی مقالات سفارشی هم میتونه باشه !