وبلاگ

دو زن

ایلگار
ایلگار:

دو زن با پیش زمینه های کاملا متفاوت اقتصادی و اجتماعی، یک کسب و کار مشترک راه اندازی کردند.
سودابه زنی از قشر مرفه جامعه است که مدت ها با موقعیت شغلی بالا در یک بانک دولتی کار می کرده است. او که اکنون در دهه پنجاه زندگیش است، بیش از بیست سال پیش، پس از مواجه با شرایط اجتماعی سخت و برکناری از کارش به فکر راه اندازی کارخانه لباس بچه افتاد.
اما سودابه با عرف و نیاز معمول جامعه سروکار نداشت و در این میان زریر از خانواده ای از قشر کم درآمد، در چهل سالگی اش مسئولیت سیاست گذاری و سنجش عرف و نیاز جامعه را بر عهده گرفت.
به این ترتیب دو پیش زمینه و شرایط کاملا متفاوت، دو زن را برای پا گذاشتن در راه موفقیت به هم گره زد.
آن ها کارشان را شروع کردند هرچند که در ابتدای راه مشکلات زیادی بر سر راهشان بود از جمله آنکه در میان افراد و شرکت های اطرافشان، این کارخانه تنها محل کسبی بود که صاحب آن زن بود وتیغ تیز نیش و کنایه های آنان به سمت سودابه و زریر بود. آن ها سودابه را زنی خطاب می کردند که شوهر ثروتمندش برای خلاصی از او و فرستادنش به بیرون از خانه اجازه این کار را به او داده بود. ولی سودابه عزمش را جزم کرده بود که نشان دهد راهش را شناخته است.
شرایط زریر شاید سخت تر بود. او از قشر کم درآمد جامعه بود، به تازگی از شوهرش جدا شده بود و از دیدن فرزندانش محروم بود. سودابه به او پیشنهاد کرد که با همسر فعلی شوهر سابقش رابطه دوستانه داشته باشد و به او پیشنهاد کند که گاهی می تواند مواظب بچه ها باشد. این پیشنهاد کارگر افتاد و زریر زمان هایی را بدست آورد که با بچه هایش سپری کند.
با پشت سر گذاشتن این مشکلات و بسیاری مشکلات دیگر سودابه و زریر کارشان را گسترش دادند و پس از مدتی زنان بیشتری را استخدام کردند. در مدت کوتاهی ۱۲ نفر از ۴۰ پرسنل کارخانه زن بودند. سودابه می گوید در استخدام و کار با زنان مشکلات زیادی داشته است. از جمله زنان اعتماد به نفس کافی برای برخورد با مشتریان و پرسنل مرد نداشتند و سودابه برای رفع این مشکل و ایجاد فضای دوستانه در کارخانه زحمت زیادی کشیده است.
سودابه می گوید پس از چند سال جامعه ایران تغییرات زیادی کرد. تعداد جمعیت شهرنشین بیشتر شد و کار زنان بیشتر جا افتاد. اما تمایل خانواده ها برای داشتن فرزند کمتر و خرید لباس هایی با کیفیت بهتر و گران تر آن ها را وادار به تغییر رویه کرد.
هفت سال پیش سودابه کارش را گسترش داد و ۱۲ مغازه در سراسر کشور با برند خودش افتتاح کرد.
و زریر از آخرین دیدارش با پدر بیمارش در بیمارستان می گوید که با افتخار دخترش را معرفی کرد.

پ.ن: این مطلب برگرفته از گزارش برزو داراگهی در وبسایت MarketPlace است.

برای ارسال نظر ثبت‌نام کنید یا با نام کاربری‌‌تان وارد شوید