انگیزه بگیرید

یاد گرفتم که جواب را پیدا کنم

خدیجه یارعلی کارشناسی ارشد روانشناسی دارد. ایده‌های کارآفرینانه‌ی او اما تا آنجا پیش رفت که در سال ۷۸ مجتمع آموزشی در شهر اهواز تاسیس کرد، و در سال ۱۳۸۱ به عنوان کارآفرین نمونه‌ی استان خوزستان انتخاب شد. خانم یارعلی اکنون مدیرعامل شرکت رشدآسای جنوب است که با استخدام بیش از بیست کارمند ثابت و متغیر، در زمینه‌ی آموزش، مشاوره و پژوهش در حوزه‌های فن‌آوری اطلاعات، مدیریت و کارآفرینی فعالیت دارد. مصاحبه‌ی خواندنی خورشید با ایشان را در زیر بخوانید:

گفتگو

خورشید: وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
در کودکی به شغل و حرفه خاصی مثل همه بچه‌ها که می‌خواهند دکتر یا معلم بشوند فکر نمی‌کردم ولی همیشه خیلی شغل‌ها را در ذهن خودم شبیه‌سازی می‌کردم و انجام می‌دادم. از همان موقع می‌دانستم که کارآفرین خواهم شد یعنی کارم از خودم خواهد بود.

خورشید: چه انگیزه‌ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
آن زمان کارآفرینی مطرح نبود.من فقط در بازی‌ها، انتخاب‌ها و مشارکت‌ها در خانه و مدرسه متفاوت بودم. بعدها دوست داشتم مستقل کار کنم. این روحیه در خانواده‌ام بود. خودم و توانمندی‌هایم را شناخته بودم.

خورشید: الگوی شما از اینکه خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
پدرم تشویقم می‌کرد و مادر منعم می‌نمود. پدرم می‌گفت: «همواره پای رفتن داشته باش نه دست گرفتن». به من یاد داده بود که فکر کنم و جواب را پیدا کنم.

خورشید: زندگی شما قبل از این‌که به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
از سن کم کار را شروع کردم. در یک شرکت ماشین‌های اداری کار می‌کردم و پیشنهاد دادم واحد کامپیوتر شرکت راه‌اندازی شود و من خودم این بخش را در شرکت راه‌اندازی نمودم. با شرکت‌های مرتبط تهران ارتباط برقرار کردم. در فکر بودم که موسسه کامپیوتری در اهواز تاسیس کنم. رئیسم را در جریان قرار دادم و ایشان تشویقم کردند و من بعد از تقریبا یک سال کار کردن در شرکت ماشینهای اداری به طور مستقل کسب و کاری آغاز نمودم.

خورشید: کمی در مورد کسب و کار فعلیتان توضیح دهید (شروع کار، گسترش به مرور زمان، تغییر و تحول در خدمات یا محصول ارایه شده و ...)
فعالیت من با یک موسسه کامپیوتری خدماتی در اهواز شروع شد. بعد از دو سال کار گسترده‌تر شرکت کامپیوتری در زمینه (نرم‌افزار و سخت‌افزار، شبکه و....) راه اندازی کردم و به نسبت فعالیت و کسب و کار خودم را توسعه دادم، درسال ۷۸ با توجه به علاقه ای که به آموزش و مشاوره داشتم برای تاسیس مجتمع آموزشی اقدام کردم در رشته های مختلف[از جمله:]مدیریت صنایع، مالی و بازرگانی، کامپیوتر، امور اداری، کارآفرینی، مهارت‌های پیشرفته، و در سال ۸۱ به عنوان کارآفرین برتر استان انتخاب شدم.آموزش و مشاوره و پژوهش درIT و مدیریت کارآفرینی را به فعالیت های شرکت اضافه نمودم.

خورشید: بزرگترین ترس و نگرانی شما برای شروع کسب و کار چه بود؟ آیا شغل قبلی خود را ترک کردید؟ یا اینکه پیش از شروع کسب و کار خود شاغل نبودید؟
ترسی نداشتم ولی مشکلاتی وجود داشت. من درخانواده‌ای بزرگ شدم که یاد گرفته بودم روی پای خود بایستم. برای حل مشکلاتم سعی می‌کردم راهکاری برای حل مسئله و یا مشکل بیابم و تمام تلاشم را می‌کردم که مستقل باشم.

خورشید: کمی برای ما از نحوه سرمایه گذاری و اهمیت مسایل مالی در ابتدای کار بگویید. آیا مسایل مالی عامل بازدارنده‌ای محسوب می‌شد؟ چگونه بر این مشکل غلبه کردید؟
اصلا وام نگرفتم. دوستانی در شبکه اجتماعی خود داشتم که کمکم کردند کارم را شروع کنم. من با سرمایه‌ی کم کسب و کار خودم را راه‌اندازی کردم. می‌توانم بگم که از حمایت‌های مالی خانواده بهره‌ای نبردم هر چند که کمک‌های فکری و انگیزشی و تشویقی زیادی برای من داشتند. اما این مسائل و مشکلات مالی مسئله‌ای است که در طول فرایند کسب و کار چه در زمان تاسیس و چه در شرایط توسعه کسب و کار با آن مواجه هستم که می‌دانم اکثر کسب و کارهای موجود با این مشکل مواجهند.

خورشید: یک روز عادی برای شما چگونه سپری می‌شود؟ برای استراحت‌تان چه کار می‌کنید؟ چه فعالیتی به شما آرامش می‌دهد؟ چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می‌کنید؟
صبح ساعت ۷ بیدار شده و تا ۸ شب کار می‌کنم. گاهی هم جلسات تا ۱۰ شب طول می‌کشد. آدم عاطفی هستم و به تفریح اهمیت می‌دهم .حتی در جلسات کاری و فعالیت‌های اقتصادی سعی می‌کنم روحیه شاداب و پر انرژی خودم را حفظ کنم. به مطالعه و ورزش علاقه‌مندم .شنا را دوست دارم. اهل وب گردی هستم. زیاد به سفر کاری می‌روم ولی سعی می‌کنم تفریح هم در سفرهایم باشد.

خورشید: فکر می کنید اداره و تاسیس یک فعالیت کارآفرینانه ، چه تغییراتی در شخص شما ایجاد کرده است؟ چه تجربیاتی را از کسب و کار خود به زندگی اجتماعی و خانوادگی خود منتقل کرده‌اید؟
کسب و کار یعنی قدم بزرگ برداشتن به خصوص در شرایط فعلی و به خصوص برای یک زن و همین دلیل محکمی برای تقویت توانایی‌هایی مانند استقلال فکری، اعتماد به نفس و جسارت تصمیم‌گیری و دفاع از آن. کارم تمرکزم را نیز بالاتر برده و نگاهم به کار عمیق تر شده و توان مدیریتی مرا بالا برده است. اما خوب برای این همه تغییر گسترده و عمیق در شخصیت فرد خیلی عوامل موثر است که تلاش خود فرد برای ساخت زیرساختهای شخصیتی به نظر من از همه مهم‌تر است. واقعیت این است که گمشده‌ای در درون ماست که باید پیدایش کرده و به او پر و بال بدهیم.

خورشید: نقش خانواده و اطرافیان خود را در موافقت خود چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا درگیری‌های سر کار را با خود به خانه می‌آورید؟
خانواده‌ام کمک مالی به من نکردند ولی پدرم حمایت‌های فکری و تشویقی داشته است. به من آزادی عمل داده است، پدرم ایستاد تا نهراسم. شاید در فعالیت‌های اقتصادی که داریم به عنوان یک زن با مسائل و مشکلات عدیده‌ای مواجه باشیم که حتی می‌تواند این مشکلات در محیط خانواده باشد و ما بایستی به دنبال راه حلی برای این مشکلات باشیم. می‌توانم بگویم خانواده از آن دسته است که راه حل مشکلات آن نمی‌تواند حذف آن باشد. خانواده چیزی است که به راحتی نمی‌توانیم حذفش کنیم به خصوص برای زنان.

خورشید: چه بخشی از کارتان بیشتر برای‌تان لذت بخش است؟
من علاقه شدیدی به تدریس دارم بخصوص در مباحث کارآفرینی و مدیریتی که خودم به شخصه از طرف مخاطبانم در کلاس درس بازخورد خیلی خوبی می‌گیرم، به همین دلیل علی‌رغم مشغله‌ی کاری و مسئولیت‌های کاریم سعی می‌کنم زمانی را برای تدریس اختصاص دهم. عاشق یادگیری و یاد دهی‌ام.

خورشید: در حال حاضر مهم‌ترین مشکل یا دغدغه‌ای که در کسب و کارتان با آن درگیر هستید چیست؟
دغدغه اصلیم چشم انداز کارم است. چالش‌های مالی و سیاستگذاری داریم که باید برای‌شان راهکار بیابم.

خورشید: آینده‌ی کسب و کار خود را در کوتاه مدت و دراز مدت چگونه برآورد می‌کنید؟ در خوش‌بینانه‌ترین حالت و در بدبینانه‌ترین حالت؟
بدبینانه که امیدوارم پیش نیاید این است که آنقدر تحت فشار باشم که از ایران بروم؛ و خوش‌بینانه این است که در حیطه‌ی کاری‌ام صاحب نام درسطح بین‌المللی شوم.

خورشید: تا حالا شکست خورده‌اید؟ چه راه‌های خلاقانه‌ای را امتحان کرده‌اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
بله زیاد. ابتدا حس تنهایی عمیقی به سراغم می‌آید. فکر می کنم کسی مرا نمی‌فهمد چون وقتی مشکلم را مطرح می‌کردم بازخوردی که از اطرافیان می‌گرفتم ناامیدترم می‌کرد. اما خودم برای یافتن راه حل متمرکز می‌شدم و هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شوم.

خورشید: چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیت‌تان شده است؟
فن بیانم خیلی اوقات در پیشبرد کارهایم موثر بوده .فکر می‌کنم اگر مشکل خوب بیان شود راحت‌تر حل می‌شود. نحوه تربیت پدرم که هیچگاه سرکوبم نمی‌کرد و همیشه فرصت اثبات به من می‌داد در رفتارم بسیار موثر بود.

خورشید: اگر می‌توانستید با تجربه و اطلاعات فعلی خود، به گذشته باز گردید، و به خودتان پیش از شروع کسب و کار خود یک نصیحت کنید، آن نصیحت چه بود؟
زمان را جدی تر می‌گرفتم. دیر فهمیدم که وقت طلاست و آثارش را الان می‌بینم. همیشه بعد از حل مسئله از خودم می‌پرسم چرا جواب را دیر فهمیدی.

خورشید: با شناختی که جامعه و کسب و کارها و نقش بانوان دارید، چه پیشنهاداتی برای مدرسه خورشید دارید؟
تا حالا کارتان خوب بوده ولی باید جلسات حضوری بیشتر باشند و بچه‌های خورشید باید به صورت تیم کاری شوند و به هم کمک کنند.

خورشید: آیا برای بانوان پیامی دارید؟
نترسند. ریشه تمام مسائل در ترس خلاصه می‌شود و احساس ترس وناامنی مادرها در خانواده‌ها تاثیر می‌گذارد. مادرها وقتی صاحب دختر می‌شوند بی‌اختیار نگران آینده فرزندشان می‌شوند و این حس ناامنی را حتی با شیر خود منتقل می‌کنند. در صورتی که هیچ‌کس توانایی زنان را ندارند و فقط کافی است که خود را باور کنند. مادران در داستان‌هایی که برای کودکان خود زمزمه می کنند از شجاعت قهرمانان قصه می‌گویند بدون اینکه آن شجاعت را تجربه کنند. دیگر وقت آن رسیده که شجاعت فقط در قصه نباشد و در زندگی تجربه شود.

نظرات

naser1364
naser1364:

عالی خانم یار علی! مثل همیشه
موفق باشید

گل شاه عباسی
گل شاه عباسی:

سلام
من در مورد شروع یک موسسه آموزشی راهنمایی می خواهم اگر امکانش هست راه ارتباطی با خانم یار علی را برایم هموار کنید ممنون میشوم یا فرد مشابه ای مثل ایشان. ممنون میشم
ghalebi.hamide@gmail.com

frotan786
frotan786:

من این جمله خانم را خیلی پسندیدم و دوستش دارم: خانم (و من می گم) کار آفرینان نترسید. ریشه تمام مسائل در ترس خلاصه می‌شود.