انگیزه بگیرید

گوش به‌زنگ هستم

ایرینا عیوضیان اهل ارمنستان است که در کودکی می خواسته یک بالرین شود ولی به دلیل برخی محدودیت ها به دنبال رشته مهندسی رفته است. ایرینا پس از آن تجربه بود که تصمیم گرفت دنبال علاقه شخصی خود به هنر رفته و یک فروشگاه سوغاتی و لوازم هنری را تاسیس کند که البته محصولات و خدمات متفاوتی را هم ارایه می دهد که این رمز موفقیت اوست...

گفتگو

خورشید: وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره بشوید؟
ایرینا عیوضیان: من می خواستم یه بالرین باشم. در آن زمان بچه ها از دبیرستان برای مدرسه باله انتخاب می شدند. من هم انتخاب شده بودم ولی پدرم اجازه رفتن به مدرسه رقص رو به من نداد. البته من می تونم بفهمم دلیلش چیه. خانواده پر جمعیتی داشتم و این امکان وجود نداشت که منو به اون مدرسه بفرستند. تا الان هنوز من عاشق رقص باله هستم و هر موقع به موسیقی می کنم فوراً رقص رو تجسم می کنم.

خورشید: چه چیزی باعث شد کار آفرین بشوید؟
ا.ع: زندگی. پیدا کردن شغل و ساختن زندگی به خصوص بعد از دهه ۱۹۹۰ سخت بود. از آنجاییکه کسب و کار خود را داشتن کار پر ریسک و پر مسوولتیه، گاهی فکر می کنم همه چیز رو رها کنم اما بعداً فکر می کنم که این خیلی خوبه که من تجربه ای دارم که تمامش رو خودم انجام دادم پس همه چیز رو از اول شروع خواهم کرد.

خورشید: پیش از اینکه کارآفرین شوید زندگیتان چگونه بود؟
ا.ع: من قبلا مدیر "شرکت بارو" بودم. در واقع من یک مهندس هستم اما از دهه ۹۰ زندگی برای مهندسین سخت شده و شرکت های طراحی سفارشی دریافت نمی کنند. من کارم رو از یک مهندس متوسط شروع کردم و بعد تبدیل به یک مهندس ماهر و بعد هم رییس بخش شدم. در دهه ۹۰ من مجبور شدم همه چیز رو از اول شروع کنم. در یک کارخانه تازه تاًسیس دستیار اجرایی شدم و سال ها بعد هم مدیر آن کارخانه شدم. تا پیش از این زمان زندگی آسان بود. وقتی شما مدیر هستی مسوولیت سنگینی رو مجبوری که تحمل کنی، بعد از آن بود که من تصمیم گرفتم کار خودم رو شروع کنم. مردم رو می شناختم و می دانستم که برای کار فعلیم تقاضا وجود دارد. از آن زمان به نظر می رسید که همه چیز خوب شروع شده.

خورشید: یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
ا.ع: وقتی با بحران و نرخ بالای مالیات مواجه شدم مجبور شدم کارگران فروشگاه رو از ۵ کارگر به ۱ کارگر کاهش بدهم بنابراین هر روز و حتی یکشنبه ها از ساعت ۶ صبح تا ۹ شب کار می کنم. شب ها من در مغازه رو می بندم و کارگر من صبح ها در رو باز می کنه. صبح ها اولین کاری که می کنم اینه که با کار گرم صحبت می کنم و در واقع هرروز همدیگه رو از کارها مطلع می کنیم. در طول روز هنرمندانی رو که محصولاتشون در فروشگاهم هست را ملاقات می کنم، به پرداخت های مالی و کارهای بانکی رسیدگی می کنم، و گاهی روی طرح های شخصی خودم کار می کنم.

خورشید: .چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
ا.ع: اگه شما کسب و کار خودتونو داشته باشید همیشه سر کار هستید. من همیشه سر کار و در ارتباط با کارم هستم یعنی مهم نیست که جسمم کجاست. در بین کارهای مرتبط با کسب و کارم هم به کارهای شخصی ام رسیدگی می کنم.

خورشید: برای استراحتتان چه کار می کنید؟
ا.ع: معمولا وقتی برای استراحت ندارم. عصرها یه کم تلویزیون تماشا می کنم. مطالعه کتاب های مربوط به مینیاتور رو برای کارم دوست دارم که در واقع بخشی از کار منه. وقتی ایده جدیدی دارم برای گرفتن الگو به کتابها مراجعه می کنم.

خورشید: چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
ا.ع: دیدن کارهای زیبای هنری در اطرافم. همچنین وقتی محصول جدیدی ارایه می دم خیلی خوشحالم. برای مثال این ژاکت ها (به ژاکت هایی که از سقف آویزان هستند اشاره می کند و بعد به جزییاتی از ژاکتی که خودش پوشیده، اشاره می کند)، من این ایده رو داشتم و با هنرمندی که کار طراحی روی پارچه انجام می داد تماس گرفتم و توضیح دادم که چه کاری می خوام اتجام بدم و بعد مواد لازم رو خریدم، الگو رو از بوردا برداشتم و این ژاکت ها رو خودم دوختم. به زودی تعدادی هم برای بچه ها با عکس حیوانات خواهم دوخت. یا این تزیینات درخت کریسمس (اشاره به درخت زیبای کریسمس با مینیاتور قدیمی آمریکایی روی آن)، من فکر کردم این می تونه برای درست کردن یه نوع توپ جالب باشه؛ با سفالگر تماس گرفتم که توپ های توخالی، به اندازه توپ تنیس درست کنه. بعد از دو روز یه نمونه برام آورد که من خوشم اومد و صد تا سفارش دادم و بعد با نقاشی که کارش کار روی لیوان بود تماس گرفتم و ازش خواستم که روی توپ ها مینیاتور بکشه و اون هم پذیرفت و من قسمت نقاشی رو به اون سپردم و بعد با ریخته گری که در فروشگاه من قبلاً کار کرده، تماس گرفتم و از او خواستم که مرحله پایانی کار رو برای آویزون کردن اونها از درخت انجام بده. من دوست دارم کارهارو خودم انجام بدم ولی وقت کافی ندارم و به خاطر همین مجبورم که بعضی کارهارو به دیگران محول کنم.

خورشید: چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که مطمئن شوید کارتان شکست نمی خورد؟
ا.ع: همیشه سعی می کنم منحصر به فرد باشم. اجناسی که سایر فروشگاه های سوغاتی برای فروش می گذارند رو من نمی آرم. به علاوه من کلاً همیشه در کار مراقب و گوش به زنگ هستم. همیشه از قبل محاسبه می کنم که آیا درآمدی خواهم داشت یا نه.

خورشید: چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
ا.ع: پشتکار. هروقت تصمیم می گیرم کاری رو انجام بدم حتما انجامش می دم و حتماً هم باید اون رو با بهترین کیفیت ممکن انجام بدم. این طبیعت منه.
خورشید: وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
ا.ع: صبور و با اراده باش. برای رسیدن به موفقیت باید سخت تلاش کرد.

خورشید: آیا کارآفرینان دیگری را می شناسید که بخواهید به ما معرفی کنید؟
ا.ع: احتمالا نینا هونانیان و کارین اچمیان (صاحب فروشگاه سوغاتی هتل گلدن تولیپ).

نظرات

b.a63
b.a63:

سربلند و موفق باشید، خیلی انگیزه گرفتم :)