انگیزه بگیرید

نگاه مثبت دارم

ذوق، استعداد، سحرخیزی و خلاقیت زهرا جلیلی ثانی را به سمت کارآفرینی سوق داده است. او موسس شرکت بازرگانی مجلسی در سال ۱۳۷۱ و عضو شورای بانوان اتاق بازرگانیست. می‌گوید دوستان و فامیل وقتی کاری را به او می‌سپردند همیشه خیالشان راحت بود که کار انجام خواهد شد. با پایداری، تغییر رویه مدیریتی و امیدواری بر مشکلات و بحران‌ها فائق آمده است...

گفتگو

خورشید: وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
زهره جلیلی ثابت: مثل اکثر قریب به اتفاق دختر بچّه های ۵۰ سال پیش، به معلّمی، خیّاطی و ... فکر می کردم.

خورشید: چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
ز.ج: کارهای مختلفی را به طور غیر رسمی انجام می دادم، هر چیزی که پیش می اومد. وقتی کسی در فامیل و دوستان کاری را به من می سپرد، خیالش راحت بود که اون کار حتماً انجام می شه، یعنی می تونست روی من حساب کنه.

خورشید: زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
ز.ج: همسرم در زمینه چاپ افست کتابهای درسی فعّال بود. تصمیم گرفتیم که شرکتی را با هم در این حرفه راه اندازی کنیم. در شروع، کار را در یک اشل کوچک، ملزومات چاپ، راه انداختیم. من رئیس هیأت مدیره بودم که بعداً مدیر عامل شدم. در حال حاضر مشغول واردات ماشین آلات چاپ هستیم.

خورشید: یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
ز.ج: سحر خیز هستم و این اخلاق را مدیون پدرم هستم که وقتی برای نماز بلند می شد، ما را هم بیدار می کرد و همیشه برایش طلب آمرزش می کنم. دوش می گیرم و با خانواده صبحانه می خورم و همراه همسر و پسرم که او هم همکار ماست به شرکت می ریم. الآن بیشتر کارها بر دوش خود من است، مخصوصاً امور مالی. تا وقت نهار مشغول هستم، البته نهار را شب قبل در خونه تهیّه می کنم. گاهی که کار زیاد باشه تا ساعت ۸ شب شرکت می مونم. البته در طول روز حتماً به اخبار گوش می کنم و روزنامه هم می خونم و در جریان اهم امور و مسائل جاری خودم را قرار می دم. خونه که بر می گردم شام درست می کنم و حدود ساعت ۱۱ می خوابم.

خورشید: چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
ز.ج: روز را با صبح خیلی زود شروع می کنم و برای زندگی کردن برنامه ریزی دارم و به همه چیز اهمیّت می دم.

خورشید: برای استراحتتان چه کار می کنید؟
ز.ج: چشامو می بندم و خودمو می ذارم وسط یه جای سرسبز و خرّم مثل شمال که نم نم بارون هم میاد. و موسیقی هم گوش می کنم به ترانه های دلکش و مرضیّه که منو یاد خاطراتم میندازه.

خورشید: چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
ز.ج: وقتی با مشتری به توافق می رسیم و می ریم پای قرارداد و وقتی که باخبر می شم که کالا به دست مشتری رسیده.
خورشید: تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
ز.ج: آره. یه بحران جدی رو پشت سر گذاشتیم. به خدا توکل کردم که به آدم انرژی مضاعف می ده. من آدم خوش بین و امیدواری هستم. پایداری کردم و بر مشکلات فائق آمدم. اسمش رو هم قهرمانی نمی ذارم، توانمندی رو بیشتر می پسندم و برای مهار بحران مدیر عاملی رو پذیرفتم، در ادارۀ امور تغییراتی ایجاد کردم و موفق شدم.

خورشید: چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
ز.ج: وطنم رو با همۀ گرفتاریهاش دوست دارم، اینجا به من آرامش می ده و ترجیح می دم اگه قدمی به خیر بر می دارم برای کشورم باشه.

خورشید: چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
ز.ج: نگاه مثبت دارم، مردم دار هستم و واقع بینم.

خورشید: وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
ز.ج: در شروع کار برای مراحل مختلف و مخصوصاً واردات، احتیاج به آموزش داشتم که سعی کردم اصول کار و یاد بگیرم و این مسئله خیلی ضروریّه. باید قبول کنیم یه بخشی از مدیریت اکتسابی و بخش دیگرش ذوقی است، یعنی فرد باید این استعداد و آمادگی رو در خویش پیدا کرده باشد و خلاقیّت رو داشته باشه، بعد هم ببینه و تجربه کنه.

برای ارسال نظر ثبت‌نام کنید یا با نام کاربری‌‌تان وارد شوید