انگیزه بگیرید

سنجش شرایط، انعطاف و ابتکار، مهارت‌هایی برای عبور از موانع

فیروزه صابر کارآفرین است. گرچه مدیریت کارخانه یا شرکتی تجاری را بر عهده ندارد. هر پروژه‌ای روی فرش اجتماعی، سیاسی، مدیریتی، فرهنگی و آموزشی خاصی به اجرا درمی‌آید که هر نقش ریز و درشت آن به دست کسی بافته می‌شود، یکی از نقش‌های فرهنگی – آموزشی کارآفرینی را فیروزه صابر می‌زند.

گفتگو

خورشید: در موضوع کارآفرینی زنان نام شما به عنوان یک مربی و مدرس و فعال این حوزه دیده می شود.این عنوان چطور به دست آمده؟
در سال ۷۹ من، پایان نامه کارشناسی ارشد خودم را با عنوان راه های توسعه کارآفرینی زنان در ایران ارائه کردم. این رساله یک تحقیق کیفی بود که در آن ۲۰ مورد کارآفرینی زنان با «مصاحبه عمیق» شناسایی شده بود. یعنی تجربه آنها از شروع کار، چالش ها، موانع سر راه و ابتکارات و نوآوری های آنها مورد بررسی قرار گرفته بود. و همین طور این موضوع که در دنیا در این حوزه چه کارهایی صورت گرفته و چه تجربه هایی وجود دارد که بتوان از آنها جمع بندی ای کرد و الگویی را ارائه داد.

خورشید: شما در پژوهش خود، موانع کارآفرینی زنان را چه دیدید؟
موانع را می توان در ۳ گروه دسته بندی کرد:
۱-موانع فردی، که به مسائل مربوط به خانواده، همسر و فرزندان مربوط می شود و نیز کاستی های علمی زنان

۲-موانع سازمانی، که به موضوعاتی مثل تأمین منابع مالی، نیرویابی و بازاریابی بر می گردد.

۳-موانع محیطی، بایدها و نبایدهایی را در مورد هنجارهای فرهنگی در ارتباط با زنان به ویژه در شهرهای کوچک، باز می گوید که مثلاً کدام رشته ها و حرفه ها مردانه و کدام زنانه اند. موانع محیطی، همچنین موانع حقوقی و قانونی را هم در بر می گیرد، مثلاً به دختران و زنان مجرد جواز کار داده نمی شد. این قانون در دوره اصلاحات فکر می کنم با تلاش مرکز مشارکت زنان اصلاح گردید. یا قانون مسافرت زن با اجازه همسر که برای زنان اهل کسب و کار می تواند مانعی به وجود آورد. یا این مسئله که زنان به اندازه مردان مالکیت خانه و ملک را ندارند و طبعا برای گرفتن وام هم دست بازی ندارند. البته باید گفت که ما در قوانین شاهد مانعی که زنان را از فعالیت اقتصادی باز دارد، نیستیم اما می توانیم بگوییم قوانین ما تسهیل کننده نیستند.

خورشید: زمانی که شما در موردشان تحقیق کرده بودید، با این موانع چگونه روبرو شدند؟
جالب همین است که آن ها هر کدام با ابتکارات خودشان از عهده مواجهه با این موانع برآمده اند.
موانع محیطی در دهۀ ۶۰ که جامعه سنتی تر بوده بیشتر قابل مشاهده است اما با پوست اندازی جامعه کمتر شده است.
از آن ۲۰ مورد ۷ نفرشان با باورهای سنتی همسران خود روبرو بودند ولی در پیگیری اهداف شغلی و حرفه ای خود، تدبیری کرده بوند که به خانواده آسیبی نرسد و همین موجب شده بود که به تدریج همسران نیز به انها پیوسته اند.
می توانم از اولین زنی بگویم که در صنعت حمل و نقل در دهه ۶۰ وارد شد و با همه گونه موانع بر سر راه هم روبرو شد اما از عهده برآمد و موفق عمل کرد.
همسر ایشان مخالف تصمیم او برای فعالیت در حوزه حمل و نقل بود، ولی او با اصرار، همسر خود را به همکاری دعوت کرد. چون خودش مسئولیت و مدیریت کار را پذیرفته بود، بالتبع شوهرش می بایست زیر دست او کار کند، که این هم برای همسر او افت داشت. بنابراین برای این که از مانع تراشی همسر جلوگیری کند، او را به مشارکت فرا خواند و برای این که غرور مردانه سنتی او جریحه دار نشود و این موضوع دوباره به فضای مخالفت دامن نزند، مدیریت کار را به دو بخش، حمل و نقل داخلی و خارجی تقسیم کرد و مدیریت داخل را خود به عهده گرفت و حمل و نقل خارجی را به همسر سپرد و به این ترتیب مانع تراشی همسر را به حمایت و پشتیبانی بدل کرد و از یک تهدید، فرصت ساخت.
این خانم با مشکلات سازمانی هم روبرو بود، مثلا به او وام نمی دادند، یا در بازار کار، کار به او واگذار نمی کردند. مثلا در یکی از مراجعات، مسئول مربوطه حاضر نبوده روبروی او بنشیند مبادا نگاهش در نگاه او بیفتد، و در یک موردی وقتی به دلیل باورهای مذهبی با درخواست او به عنوان زنی که به طور نامتعارف وارد این عرصه شده، مخالفت می شود، مشکات پاسخ می دهد: «خدیجه، همسر پیامبر در حوزه تجارت که حوزه ای مردانه به شمار می رفت فعال بوده و این همه نیز با حمایتهای خودش به حرکت حضرت محمد (ص) یاری رسانده، خدیجه با ۴۰ شتر کار حمل ونقل را انجام می داده، امروز من با ۴۰ کامیون می خواهم همان کار را انجام دهم!»
خلاصه مسئول مذهبی ذی ربط را با هنجار وادبیات خودش، کاملاً هم منطقی، خلع سلاح و حمایت او را جلب کرده است. می خواهم بگویم سنجش شرایط، انعطاف و ابتکار در میان محدودیت ها، این زنان را دارای تبحر و مهارت هایی کرد که توانستند از موانع عبور کنند.

بعد از ارائه پایان نامه عملاً چه کارهایی در زمینه پژوهش خود انجام دادید؟
با چند نفر از دوستان و سرمایه ای اندک شرکتی تأسیس کردیم که بتوانیم پروژه های تحقیقاتی ذی ربط را انجام دهیم. در سال ۷۸ یعنی در دورۀ ریاست جمهوری آقای خاتمی در وزارت کشور برنامه ای به نام طرح ملی ترویج و توانمندسازی زنان کارآفرین ایران تهیه شده بود که در ۲۸ استان کشور موضوع را پیگیری کند. قرار بود این طرح در سه سطح اجرا شود: ۱- دختران فارغ التحصیل ۲- زنان کارآفرینی که از امکانات کافی برخوردار نبودند ۳- مسئولین امور زنان در دستگاههای دولتی که دانش و توانایی لازم برای تشویق و ترغیب کارآفرینی زنان را داشته باشند.
این زمینه ای بود که ما می توانستیم در آن فعالیت مناسبی داشته باشیم. تحقیقاتی در مورد موانع کسب و کار زنان انجام شد، سلسله ای از سمینار ها و ۱۷۶ کارگاه آموزشی برگزار گردید و ۵ فیلم مستند هم ساخته شد و حاصل این اقدامات نیز در چار چوب طرح برای تأثیر و تحول در سیاست گذاری ها، در اختیار وزرای مرتبط قرار داده شد. وزارت کشور توجه داشت که برنامه ها باید در سطح استانها اجرا شوند تا پروژه به ثمر برسد. واین نیز بدون درگیر شدن خود زنان برای بسترسازی لازم ممکن نبود. به همین دلیل تعدادی از زنان فعال(۱۰ نفر) تصمیم به ایجاد تشکلی برای زنان کارآفرین گرفتند تا بتوانند به آموزش و انتقال تجربه و ایجاد شبکه ارتباطی میان خود، کارآفرینان و دولت، مراکز آموزشی و دانشگاه ها، رسانه ها و نهادهای مدنی بپردازند. آن ها هم از وزارت کشور و هم وزارت کار درخواست مجوز کردند. وزارت کار زودتر پاسخ داد و به این ترتیب انجمن زنان مدیر کارآفرین تأسیس شد. اما بعدا که وزارت کشور هم برای تشکل درخواست شده زنان جواب مثبت ارائه کرد، ترجیح داده شد که انجمن دومی هم با نام انجمن ملی زنان کارآفرین ایجاد شود که البته موسسین و بعضی از اعضای این دو انجمن با هم مشترکند.

چقدر این دو نهاد را کارآمد می بینید؟
این نهادها نوپا هستند و طبیعتا مشکلات و نارسایی های همه نهادهای نوپا را دارند. با توجه به این که زنانی از اصناف و حرفه های مختلف، با تیپ ها و باورهای متفاوت و جغرافیا و فرهنگ متنوع، حتی انگیزه های متفاوت در این دو انجمن حضور دارند و توانسته اند این دو انجمن را بدون وابستگی به دولت، به طور خودگردان و با حق عضویت های خودشان اداره کنند، باید به طور نسبی اینها را نهادهای موفق نامید به خصوص که کار گروهی، آن هم در میان زنان ما، پدیده جوانی است.

خورشید: به نظر شما این اقدامات توانسته برای کارآفرینی زنان تابو شکنی کند؟
زمینه برای نقش آفرینی اقتصادی-اجتماعی بخش خصوصی بیشتر شده و همین طور خویش فرمائی نسل جدید و دختران بیشتر به چشم می آید. بنابراین این فضاسازی و الگو دهی ها می تواند مؤثرتر باشند. از ۳۰۰ نفری که ما آموزش دادیم، ۲۰ درصد برای فعالیت مراجعه کردند و این آمار خوبی بود. ما زنانی داشتیم که با سرمایه ای اندک کار را آغاز کرده و موفق شده اند.

جوامعی مثل جامعه ما گاهی مفید می دانند از تجربه کشورهای توسعه یافته در بعضی حوزه ها بهره گیری کنند. اما این تجربه ها و آموزه ها هر جا بومی نشدند، به ثمر نرسیدند، آیا برای تجربه کارآفرینی بومی سازی شد؟
در سطح دانش افزایی و آموزش مهارت های ارتباطی و کارهای گروهی و طرح الگوهای ایرانی، خوب کار شده، اشکال آنجا است که آموزش ها و مهارت ها عملیاتی نمی شوند. یعنی بسترسازی در زمینه های قانونی، حقوقی، تأمین منابع مالی و تسهیلات وام دهی، مسائل بیمه و ...آن طور که باید صورت نگرفته، البته در دورۀ اصلاحات، وزارت کار در این قضیه ورود کرد، وزارت علوم حمایت کرد، در دانشگاه تهران رشتۀ کارآفرینی ایجاد کردند. با این حال می توان گفت، اقدامات در مجموع در حد ضروری سیستماتیک نبود و بیشتر افراد حامی و باانگیزه حرکتی به وجود می آوردند. در دولت احمدی نژاد هم وزارت کار و آقای جهرمی وزیر کار با ارائه طرح کسب و کارهای زود بازده، خواست خود متولی کارآفرینی شود.

خورشید: کارآفرینی اصلاً یعنی چه؟
ممکن است کسانی کارآفرینی را با اشتغال زایی اشتباه بگیرند. اشتغال زایی کارِ دولت است که با سیاست گذاری و استفاده بهینه از امکانات و منابع تلاش کنند فرصت های شغلی مختلف در بخش های دولتی و خصوصی برای مردم بسازند و نرخ بیکاری را پایین بیاورد.
کارآفرینی، اما، خلق ایده و ابتکار با توجه به شرایط موجود و محدودیت امکانات و منابع، پذیرش ریسک و بازکردن راه های جدید در حوزه های گوناگون است و البته تعریفی نسبی دارد و در هر مکان و زمان ممکن است متفاوت باشد و به هر حال در کارآفرینی هم اشتغال زایی می شود.
کارآفرینی به انتقال تکنولوژی، توسعه چرخه اقتصادی، توسعه منابع انسانی، چگونگی توزیع درآمد نظر دارد. می توان از آن به عنوان موتور محرک اقتصادی و اجتماعی یاد کرد که شهامت و نوآوری را ترویج می کند و قدرت پیشتازی به افراد می بخشد.
کارآفرینی دغدغه توسعه دارد و در جامعه تأثیرات اجتماعی- فرهنگی می گذارد که نتیجه فرآیندش انباشت سرمایه اجتماعی است.

خورشید: در حال حاضر فرصت ها و تهدیدهای کارآفرینی کدامند؟
بی ثباتی و ناامنی سیاسی، اقتصادی، خطرخیزی و ریسک را برای کار بالا برده، وام دهی و بازپرداخت وام ها را مشکل کرده و این مهمترین تهدید کارآفرینی است، اما حضور پررنگ زنان در عرصه های مختلف که مشکلات محیطی و فرهنگی را به طور موثری کاهش می دهد، همچنین نرخ بالای آموزش عالی زنان حتی در روستاها بزرگترین فرصت برای توسعه کارآفرینی زنان به حساب می آید.
در مجموع فضای کلی و ظرفیت جامعه مساعد است. انشاءالله اراده و مدیریتی برای سامان دهی این ظرفیت باشد.

نظرات

سما
سما:

جدا که بعضی از خانما با همت هستند و پرکارو تلاش بودنشون کم کاری بقیه را جبران می کنه و همینطور الگوهای عملی موفقی هستند .
به خانم صابر عزیز سلام و خسته نباشید میگم .

سما جان :شما هم میتوانید با همت بلند خودوباعمل به خواستن وتوانستند خودتان را به درجات عالی برسانید.....

بهروزی
بهروزی:

سلام خانم صابر .تلاش شمار را ارج مینهم .خواهش میکنم راهنمایی کنید که من با تحصیلات لیسانس صنایع غذایی چطور میتونم کار آفرین باشم ؟

علی کردی لپکو
علی کردی لپکو:

با سلام خدمت سرکارخانم صابر
بنده علاقمندم در صورتی که زمانی را برای مذاکره تنظیم فرمایید جهت همکاری های دوجانبه جلسه ای داشته ودرخصوص آن صحبت نماییم
درضمن جهت خانمی بنام بهروزی کارشناس صنایع غذایی پیشنهادی دارم لطفا بفرمایید تماس بگیرند.
با تشکر علی کردی مدیر مرکز آموزش کارآفرینی لپکوwww.lepcoo.com
info@lepcoo.com