انگیزه بگیرید

ایده نو، به کار، روح تازه می‌دمد

مهرآفرین قارونی بانوی کارآفرین برتر کشور در سال ۸۷، در کنار بسیار کارهای دیگر کارشناس امور اشتغال در کمیته بانوان فرمانداری تربت حیدریه است. انگیزه‌اش، بیکاری، تنگدستی و فقر و الگویش، تعالیم دینی و فرهنگ جامعه است.

گفتگو

این بار پای صحبت های بانوی کارآفرین برتر کشور در سال ۸۷ می نشینیم

خورشید: هر کسی در کودکی برای بزرگ شدنش آرزویی دارد شما دوست داشتید چکاره شوید؟
مهرآفرین قارونی: شغل های مختلفی دوست داشتم که مهم ترین آنها معلمی، پزشکی و پلیس بود.

خورشید: چه انگيزه اي شما را به سمت کارآفرین شدن سوق داد؟
م.ق: وقتی مشکلات مختلف خانواده ها را می دیدم که همه از فقر، تنگدستی و بیکاری سرچشمه می گرفت، آرزو می کردم که کاش می توانستم کاری کنم تا همه آنها صاحب کار و حرفه ای حلال و با درآمد خوب شوند.

خورشید: چه الگویی را برای وارد شدن به این عرصه انتخاب کردید؟
م.ق: الگوی من تعالیم دینی و فرهنگ جامعه ام بود که در آن کمک به نیازمندان و رفع مشکلات آنها دارای ارزش والایی است. از جمله اینکه اگر فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می شود.

خورشید: کمي از کسب و کار فعليتان بگویید.
م.ق: در حال حاضر آموزشیار نهضت سوادآموزی هستم، ناظم دبیرستان دخترانه غیر انتفاعی، بازرس شرکت تعاونی روستایی، کارشناس امور اشتغال کمیته بانوان و خانواده فرمانداری تربت حیدریه، عضو انجمن قرآن ونهج البلاغه شهرستان، عضو هیئت مدیره موسسه علوم قرآنی امام زمان، مدیر اسمی مهدکودک و پیش دبستانی امام زمان، عضو ستاد نماز جمعه شهرستان، عضو ستاد توسعه شهرستان در دفتر نماینده تربت حیدریه در مجلس و نهایتاً عضو جمعیت داوطلبین هلال احمر.

خورشید: زندگي شما قبل از کارآفرينی، چگونه بود؟
م.ق: تا سال ۱۳۸۰ زندگی نسبتاً عادی و روزمره ای داشتم و اهم کارهایم خانه داری، بچه داری و همسرداری بود. گاهی هم خیاطی، مطالعه، دید و بازدید و ... . با اینکه علاقه زیادی به ادامه تحصیل داشتم و اغلب شاگرد زرنگی بودم، اما از همان دوران دبیرستان هم تمایلی به کار خارج از منزل نداشتم و ایده ام این بود که باید اول همسر و مادر خوبی باشم و بعد از بزرگ شدن بچه ها وارد عرصه های کاری شوم. به همین دلیل بعد از فارغ التحصیل شدن در رشته شیمی از دانشگاه پیام نور تربت حیدریه، علی رغم داشتن پیشنهاد کار در آزمایشگاه دانشگاه و دیگر پیشنهادات، بودن در خانه را انتخاب کردم.

خورشید: يک روز کاری را چگونه سپری می کنید؟
م.ق: من روزم را با یاد و توکل به خدا شروع می کنم و سعی می کنم از تمام لحظاتم کمال استفاده را بکنم، تا هرگز برایم پشیمانی بوجود نیاید و اینکه آرزوی برگشتن زمان را داشته باشم. من معتقدم انسان ها باید از تمام توانایی های خود بهره برده و استعداد ها و ابعاد وجودی خود را پرورش دهند و در راه کمال و پیشرفت خود و همنوعانشان تلاش بی وقفه نمایند. چرا که فرصت زندگی، دوباره به انسان داده نمی شود.

خورشید: چطور بين کار خانه و کار بيرون تعادل برقرار مي کنيد؟
م.ق: سعی می کنم در ساعتی که بچه ها در خانه نیستند، به کارهای بیرون از خانه بپردازم. خوشبختانه فرزاندانم نیز مستقل هستند و به امور شخصی و تکالیف خود می پردازند و در عین حال مرا نیز در رسیدن به اهدافم کمک می کنند. در واقع همین محیط امن خانه پشتوانه و مشوق من در انجام فعالیت های خارج از منزل بوده است.

خورشید: برای استراحت چه می کنید؟
م.ق: حداقل ۷ ساعت از شب را استراحت می کنم و برخی اوقات نیز کمبود خواب و استراحت را در طول روز جبران می کنم. عصر پنج شنبه و جمعه هم به خانه و خانواده و جبران کمبود های احتمالی اختصاص دارد.

خورشید: کدام بخش از کارتان بیشتر برای شما لذت بخش است ؟
م.ق: بهترین لحظات زمانی است که نتیجه کار خود را در اجتماع به گونه های مختلف می بینم و شاهد تجربیات جدید می شوم. در این مواقع است که به معنای واقعی زندگی برایم جریان می یابد و نظاره گر لطف خدا در لحظه لحظه عمرم هستم.

خورشید: تا حالا شکست را تجربه کرده اید؟ چه راه هاي خلاقانه اي را امتحان کرده ايد که تضمين کننده سلامت و پيشرفت کارتان باشد؟
م.ق: بله. در راه اندازی مشاغل جدید گاهی شکست خورده ام. از جمله شرکت تعاونی توسعه اشتغال بانوان، شرکت تعاونی بانوان کارآفرین ابریشم کش و... . اما شکست در کار گروهی نتیجه کار همه اعضاست. پیشرفت کار هم نیازمند کار گروهی است که متاسفانه بعضی اوقات سایر اعضا مخالف راهکارهای ارائه شده، بودند و یا انصراف می دادند. ولی با دادن ایده های نو می توان به کار قالب جدید و روحی تازه دمید. مانند شرکت تعاونی روستایی که در حال حاضر بازرس آن هستم و دوباره احیا شده است.

خورشید: چه انگيزه اي موجب شد در ايران بمانيد و به کارتان ادامه دهيد؟
م.ق: عشق به میهن و هموطنانم، همچنین فرهنگ غنی و اصیل تاریخی و اسلامی ایران.

خورشید: چه توانايي و قابليتي در شما باعث موفقيتتان شده است؟
م.ق: تفکر در نظام آفرینش و سپس آفرینش خودم. و اینکه در آفرینش من خالقم حتماً هدفی داشته و باید سعی کنم تا زمانی که زنده ام قابلیت ها و استعدادهایم را شکوفا کنم.

خورشید: وقتي که کارتان را تازه شروع کرده بوديد، دلتان مي خواست چه نصيحتي به شما مي شد؟
م.ق: دلم می خواست اطرافیانم عقاید، نیات و اهداف من را درک کرده و مشوق راهم بودند.

برای ارسال نظر ثبت‌نام کنید یا با نام کاربری‌‌تان وارد شوید